عبدالملك ، مشهور به ابوالطيّب ، فرزند شهاب ، ابوالعبّاس بن ابوالحسن فاسى مكّى مالكى ، نامبردار به تقى فاسى است .
تقى فاسى در ماه ربيعالاوّل سال 775 در مكّه ، زاده شد و در اين شهر شريف و در مدينهء منوّره - به سبب هجرت به اين شهر به همراه مادرش در سال 783 - باليد و پرورش يافت . وى با اهتمام تمام ، به دانش حديث پرداخت و كتابهاى پرشمارى نگاشت و مردمان را از دانش خود بهره بخشيد و منتفع ساخت و مردمان نيز از او دانش آموختند . فاسى تدريس كرد و فتوا داد و در مكّه و مدينه و قاهره و دمشق و شهرهاى يمن ، احاديثى را كه گرد آورده بود ، روايت كرد ؛ بدين ترتيب ، پيشوايان عصر از وى حديث شنيدند و [ به ويژه ] در محلّههاى شهر مكّه ، گروههايى بودند كه از او حديث مىآموختند .
شيخ ما در معجم خويش آورده است : فاسى با زبان خود مرا حديث گفت و به فرزندانم اجازهء نقل داد . در حجاز ، همانندى برايش بر جاى نماند .
شيخ ما كتابهايى چند به دو وام داد و او به شاگردى در نزد استاد ما و برترى او از ديگران ، حتّى استاد مشتركشان كه از مردم عراق بود ( آنگونه كه در « الجواهر » آمده است ) اعتراف داشت . جمال بن موسى ، معجمى براى او به سامان آورد كه پيش از پايانش از دنيا رفت .
تقى فاسى در حديث و تاريخ و سيره دست داشت . وى داراى دانشى گسترده بود و به اخبار شهر خود توجّه ويژهاى مىكرد ؛ از اين رو ، نشانههاى آن را زنده كرد و فراموششدههايش را بازشناساند و آثار آن را حيات نو بخشيد و زندگىنامهء سرشناسان آن سرزمين را به نگارش درآورد و بدينگونه ، تاريخ جامعى را در دو جلد سامان بخشيد و آن را « شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام » نام نهاد . وى در اين اثر ، تمام آنچه را « ازرقى » [ دربارهء مكّه ] ياد كرده بود ، گردآورد و مطالبى بر آن افزود و وقايع پس از وى را در آن بياورد و به وقايع گذشته نيز ، نگاهى دوباره كرد و چندين بار آن را خلاصه نمود .
او همچنين « العقد الثمين في تاريخ البلد الأمين » را در چهار مجلّد نگاشت و در
خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١٦٧