تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
برخى از نادانان خرده‌گير بر پيشوايان دين گفته‌اند : « بىگمان ، دليلى بر شنيدن اين جزء توسّط ابونعيم يافت نشده است . » اين سخن ناسزايى است كه دامن‌گير گويندهء آن مىشود ! چرا كه نيافتن دليلى بر سماع اين جزء توسّط او ، سبب نمىشود كه چنين دليلى وجود نداشته باشد ؛ علاوه بر اينكه اخبار فرد ثقه به شنيدن خود ، بسنده است . همچنين ، حافظ ابوالحجّاج ، يوسف بن خليل ، در دست‌نوشته‌اى ، آورده كه اصل سماع ابونعيم را از جزء محمّد بن عاصم ، ديده است . حافظ ضياءالدين مقدّسى دست‌نوشتهء حافظ ابوالحجّاج را يافته و اين مطلب را در مكتوبى ذكر كرده است . شيخ ما ابوالحجّاج مزّى نيز دستخطّ حافظ مقدّسى را ديده و اين حقيقت را براى استاد ما ، حافظ ابوعبداللَّه ذهبى ياد كرده و او اين ماجرا را براى ما باز گفت . بنابراين ، ترديد آنها باطل مىشود . خرده‌گيران اشكال دومى مطرح كرده و گفته‌اند : خطيب بغدادى ، دانشمندى كه افراد دقيق در ثبت و ضبط اخبار ، نزدش سر تسليم فرود آورده‌اند و علاوه بر اينها ، از ويژگى همراهى ابونعيم برخوردار است ، سماع اين جزء را توسّط ابونعيم ، نيافته است . اشكال كننده مىگويد : در نامه‌اى كه احمد بن ابىطالب از دمشق براى من فرستاد ، آمده است : حافظ ابوعبداللَّه بن نجّار از بغداد برايم نوشت : ابوعبداللَّه حافظ در اصفهان ، اين خبر را بر من بخواند و گفت : ابوالقاسم بن اسماعيل صيرفى ، از يحيى بن عبدالوهّاب بن منده ، نقل كرده كه او گفته است : از ابوالفضل مقدّسى شنيدم كه مىگفت : از عبدالوهّاب انماطى شنيدم كه ياد مىكرد نوشته‌اى به خطّ خطيب و بدين گونه يافته است : از محمّد بن ابراهيم عطّار ، مستملى ابونعيم ( كسى كه از وى درخواست املاى حديث كرده است ) دربارهء جزء محمّد بن عاصم و چگونگى قرائت او بر ابونعيم و سماع ابونعيم پرسيدم ، پاسخ داد : ابونعيم كتابى را براى من بيرون آورد و گفت آن را خود شنيده است . پس من آن را بر او قرائت كردم . در پاسخ به فرد اشكال‌كننده مىگوييم : در اين حكايت ، طعنى بر ابونعيم وجود ندارد ؛ چرا كه حاصل اين داستان آن است كه سماع اين جزء توسّط ابونعيم بر خطيب ، اثبات نشده است و به همين سبب ، وى از مستملى ابونعيم اجازهء استفاده