تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث تشبيه) (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
از آن را درخواست مىكند و مستملى پاسخش مىدهد كه در خواندن اين جزء ، بر سخن استاد خود مبنى بر اينكه آن را سماع نموده ، اعتماد كرده است ؛ و اين [ براى حصول اعتماد ] كافى است . و اينك اشكال سوم خرده‌گيران : همچنين خطيب گفته است : ابونعيم را ديدم كه در برخى امور سهل‌انگارى مىكرد ؛ مثلًا در « اجازه » بدون آنكه [ نحوهء اجازه را معيّن كند ] مىگفت : « أخبرنا » . در پاسخ مىگويم : چنين سخنى از خطيب ثابت نشده است و به فرض ثبوت ، قدح ابونعيم به شمار نمىآيد . ديگر آنكه كاربرد « أخبرنا » در اجازه ، مورد اختلاف است . پس هرگاه نظر چنين دانشمند ارجمندى ( مقصودم ابونعيم است ) آن باشد كه « أخبرنا » نشان دهندهء اجازه است ، چگونه مىتوان آن را سهل‌انگارى بر شمرد ؟ و اگر سهل‌انگارى به شمار آيد ، هرگز از گونهء قبيح آن نيست . و اگر نحوهء روايت علما را تنها به گونه‌اى روا بداريم كه همگان بر آن همداستان‌اند ، حجم بسيارى از سنّت را تباه خواهيم كرد . حافظ ابوعبداللَّه بن نجّار اشكالِ وارد به سماع جزء محمّد بن عاصم ، توسّط ابونعيم را بدين گونه بر طرف ساخته است كه حافظان دقيق و مطمئن آن را از ابونعيم نقل كرده‌اند . ما نيز يادآوردى كرديم كه اصل سماع ابونعيم يافت شده است ؛ بنابراين ، اين پندارها همگى از ميان مىرود . بارى ، ما به ياد نداريم كسى در طعن ابونعيم ، سخنى بر زبان رانده باشد و جز همين كلامى كه به خطيب نسبت داده‌اند ، سخنى در نكوهش وى ، ذكر نشده است . نيز يادآور شديم ، ثابت نشده است كه خطيب چنين سخنى گفته باشد ؛ از اين رو ، بايد بر پايهء پيشوايى و بزرگى ابونعيم عمل و به او اعتماد كرد و به گفتار بيهودهء ستيزه‌جويان و دروغهاى دروغ‌زنان وقعى ننهاد . حقيقت آن است كه ما از هيچ كس سخن صريحى در جرح و خوارداشت ابونعيم ، به ياد نداريم و اگر كلامى در قدح وى موجود باشد ، ناسزايى است در حقّ گويندهء آن و خدا ابونعيم را از دشنام او ، دور داشته است .