شد . كتابى مانند « حلية الاولياء » او نوشته نشده است . ما اين كتاب را از ابوالمظفّر كاشانى - كه تمامىاش را جز اندكى ، بىواسطه از ابونعيم شنيده بود - شنيدهايم .
ابن نجّار مىگويد : ابونعيم تاج محّدثان و از پيشوايان سرشناس است .
از كراماتى كه براى ابونعيم ياد كردهاند ، اين است كه وقتى سلطان محمود سبكتكين بر اصفهان چيره شد ، فردى را از جانب خويش به ولايت آنجا گمارد و خود شهر را ترك كرد . مردم اصفهان بر والى شوريدند و او را كشتند . سلطان محمود به اصفهان بازگشت و مردمش را امان داد تا اينكه آنان از جانب او اطمينان يافتند .
سپس در روز جمعه ، در مسجد جامع ، به سراغ ايشان رفت و كشتارى بزرگ كرد .
پيش از اين ، كسانى حافظ ابونعيم را از جلوس در مسجد جامع ، بازداشته بودند .
بدين ترتيب ، دو كرامت براى او پديدار گشت . يكى سلامت از كشتارى كه بر مردمان رفت ؛ چرا كه اگر او نيز در مسجد حاضر بود ، در شمار كشتگان قرار مىگرفت ؛ و ديگرى ، انتقام زودهنگام خداى متعال از كسانى كه او را از جلوس در مسجد بازداشته بودند .
« حلية الاولياء » از آثار ابونعيم است كه در شمار نيكوترين كتابهاست . شيخ و امام ، پدر ما - رحمه اللَّه - بسيار ما را بر خواندن آن برمىانگيخت و خواندنش را بر ديگران ، دوست مىداشت . از ديگر آثار ابونعيم اين كتابهاست : « معرفة الصحابة » ، « دلائل النبوّة » ، « المستخرج على البخارى » ، « المستخرج على مسلم » ، « تاريخ اصفهان » ، « صفة الجنّة » ، « فضائل الصحابة ؛ و كتابهاى كوچك پرشمار ديگر .
ابونعيم در بيستم ماه محرّم سال 430 در نود و چهار سالگى ، در گذشت .
بحث دربارهء جزء « محمّد بن عاصم » « 1 »
اين جزء را ابونعيم روايت كرده است و كسانى كه آن را از او نقل كردهاند ، در ثبت و ضبط اخبار ، راويانى دقيقاند . ابونعيم ثقه و مطمئن و پيشوايى صادق است ؛ لذا هرگاه بگويد من اين جزء را خود از رجال حديث شنيدهام ، اعتماد به او رواست .
هامش
( 1 ) . اين جزء را كسانى كه بىواسطه از ابونعيم دريافتش كردهاند ، روايت مىكنند .