شرح
1 - قوه خيال در انسان مبدأ أول تحريك بدن اوست « القوة الخالية في الإنسان هي المبدأ الأول لتحريك بدنه » .
2 - نفس يا منطبعه است ويا مجرده ، آن چه را كه نفوس منطبعه ادراك مىكنند ادراكات جزئيه است ، لذا تصوّرات وتخيّلات تجدّدى اتصالى از نفوس منطبعه نشأت مىگيرند .
وآن چه را كه نفوس مجرّده تصور مىكنند صور علميه كليه است ، وإن شئت قلت : إن متصورات النفوس المجردة لا تكون إلا كلية ، كما أن فعل النفوس المنطبعة لا يكون إلا إدراك الجزئيات .
گاهى نفس مىگويند واز آن روح بخارى را اراده مىكنند كه در اين جا مراد نيست .
3 - متصوّر بالذات كه همان علم ومعلوم بالذات است آن صورت حاصله لدى المدرك ( بالكسر ) است . وقيد بالذات براي اخراج متصوّر بالعرض است كه شيء خارج از قوّه مدركه است وصورت علميه مدركه لدى النفس حاكى ومطابق آنست كه قهرا نفس مدركه با آن شيء خارج معلوم بالعرض يك نحو تعلق وموافات وملاقاة وارتباط دارد ؛ نه اين كه هر شيء خارجي مطلقا معلوم ومتصور بالعرض نفس باشد .
4 - على التحقيق تمام ادراكات نفس حتى ادراكات محسوسه به علم حضوري است ، وصور علميه محسوسه را نحوى از تجرّد است . انسان آن چه را كه از حواس ادراك مىكند اعمّ از ملموسات ومسموعات ومبصرات در حقيقت صور ذهنية وبه اعتباري از كيفيّات نفسانيند ، وقائم به نفس به قيام صدوريند لذا محسوسات را يك نحو تجرّد است . مثلا ملموسات حال در عضو ومادة نيستند وگر نه انطباع مثلان در محل واحد لازم آيد .
وهر يك از صور محسوسه بالذات درجه درجه تجرّد پيدا مىكند وغذاى نفس ناطقه مىشود - يعنى به دو معنى عين ، عين نفس مىشود : هم چشم نفس مىشود كه گوهر نفس به نور علم بينا مىشود ، وهم ذات نفس مىشود كه اتحاد ادراك ومدرك ومدرك است مطلقا كه هم اتحاد حسّ به محسوس است ، وهم اتحاد خيال به متخيّل ، وهم اتّحاد عاقل به معقول ، ثم اقرأ وارقه - .
5 - همان گونه كه انسان جامع النفسين است 1 - يعنى هم داراى نفس منطبعه است كه ادراكات جزئيه از أو نشأت مىگيرد ، وهم داراى نفس مجرّده است كه ادراك صور كليه مىكند ، واين دو نفس در حقيقت يك نفس ذات مراتب به تشكيك وجودي است 2 - اجرام فلكى را نيز جامع النفسين مىدانند كه تصورات جزئيه عقول كه مبادى آنها هستند دارند ودر تشبّه بدانها در حركتند ، وهم ادراكات كليه دارند . تصورات وتخيّلات أفلاك اجرام علوي ، تجدّدى اتصالى است ، ومقاصد آنها صور جوهري عقلي است كه اشرف از جواهر عنصريند .
6 - ذاتيات أشياء در انحاى وجودات خارجي وذهني محفوظند كه صورت علميه جوهر ، جوهر است وأشياء به حقايقشان در ذهن موجودند .