تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح المنظومة — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شرح
غرض ابن كمونة در اعتراضش فرق بين كل مجموعى وكل افرادى است كه كلام ماتن بر وجه أول است نه ثاني . واز وجه أول تناهى كل لازم نمىآيد به خلاف ثاني . بيان : بحث از تناهى وعدم آن در طبيعيات چون دخيل در طبيعيات است چنانكه شيخ در أول هشتم الهيات شفاء ( ص 214 ج 2 ط 1 ) نص دارد فراجع . وبدان كه غرض اين بزرگان از تناهى ابعاد اين است كه مجموع عالم جسم وجسماني متناهي است وبه عبارت ديگر جهان مادة پايان مىيابد . وكلمه بعد را در اين مقام به فارسي تعبير به كشش مىكنيم يعنى گفتار در پايان داشتن كشش است . كلمه ابعاد به صيغه جمع ناظر به همه جهات عالم جسماني است يعنى مثلا از هر نقطه زمين به خط وسير مستقيم به جهتي رهسپار شويم آن خط وسير نفاد مىيابد وپايان دارد كه جهان طبيعت تمام مىشود وديگر ملائى نيست چنانكه خلاء هم نيست كه وقتي از قائلان به تناهى ابعاد سؤال شود بعد از نفاد عالم جسماني وپايان يافتن بعد ، چيست در جواب گويند لا ملاء ولا خلاء . اما لا ملاء براي اين كه براهين تناهى ابعاد گويند ملاء كه همان امتداد وبعد جسماني است تمام شده است وپايان يافته است . واما لا خلاء براي اين كه براهين امتناع خلاء بدان حاكم وناطقند ، لذا گويند بعد از عالم جسماني لا ملاء ولا خلاء . تقريرى كه ابن كمونة در تصوير برهان ترسى در شرح تلويحات از شيخ اشراق نقل كرده است كه فتنقسم سعة العالم إلى ستة أقسام إلى قوله فمجموع الستة متناه ، ناظر به متناهي بودن مجموع عالم جسماني از هر جهت است كه خلاصه ابعاد جهات متناهي است . غرض از تناهى ابعاد به نظر قوم اين نيست كه هستى يا جهان هستى متناهي است زيرا بعد اختصاص به عالم جسم وجسماني دارد بلكه هر كجا بعد است متناهي است چه ابعاد اجزاى عالم جسماني وچه كل ومجموع آن . فخر رازي در مباحث مشرقيه ( ج 1 ص 192 ) وبه وزان أو صاحب أسفار در أسفار ( ج 2 ص 336 ط 1 ) در صورت تناهى بعد سؤال وجواب چندى عنوان كرده‌اند كه عدم تعرض بدانها را أولى دانسته‌ايم ، طالب بدانجا رجوع كند . در صحف كريمه عارفان أصلا بحث از تناهى ابعاد عنوان نشده است وتفوه بدان نكرده‌اند وچه خوب كرده‌اند . مثلا در اين چهار كتاب درسى عرفانى كه به ترتيب تمهيد القواعد ، ومطلع خصوص الكلم في معاني فصوص الحكم معروف به شرح فصوص الحكم قيصرى است ، ومصباح الأنس ، وفتوحات مكيه‌اند حرفى از تناهى ابعاد نيست چه موضوع مباحث ومسائل كتب ورسائل آنان حق سبحانه است كه وجود مطلق صمد است نه حق منزهى كه تنزيه عين تشبيه است ومشاء بدان رفته‌اند ، فافهم وتدبر .