است كه فرمود : « ارجعى الى ربّك » « 1 » يعنى به سوى ربّ خود باز گرد يعنى به سيد و مالك خود باز گردد گويندهاى در روز حنين گفت : « لان يربّنى رجل من قريش احبّ الىّ من ان يربّنى رجل من هوازن » مردى از قريش رب من باشد دوستر دارم كه مردى از هوازن ربّم باشد كه منظورش آنست كه اگر مالك من مردى از قريش باشد .
ولى اگر الربّ با الف و لام باشد جز به معناى معبود نيست زيرا الف و لام معناى الرب را عموم مىبخشد و تنها خدا ، « مالك » همه اشياست و اگر بر غير خدا « مالك » اطلاق مىشود به لحاظ اشيايى است كه او مالكش مىباشد و به او نسبت دارد . ربّانيون كسانى هستند كه به تالّه و عبادت پروردگار منسوبند و چون بسوى خدا منقطع گشتند ، هدفشان تنها خدمت حضرت حق است و ديگر آنكه : الربانيون آنانى هستند كه با انبيا صبر مىكنند و از ملازمين ايشان هستند .
29 - الرحمن :
به همه خلق رحمان است زيرا خداى تعالى داراى رحمت همهگير است كه اين رحمت همه خلق را در ارزاق و اسباب معاششان در بر مىگيرد و شامل مؤمن و كافر و شايستگان و نابكاران مىشود .
30 - الرحيم :
خداى تعالى به مؤمنين رحمت خاصه دارد فرمود :
« وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً »
به مؤمنين رحيم است و دو اسم رحمان و رحيم براى مبالغه در رحمت و مشتق از كلمه رحمت به معناى نعمت مىباشند خداى تعالى فرمود :
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
« 2 » يعنى ما تو را نفرستاديم جز براى اينكه رحمت و نعمت براى عالميان را تمام كرده باشيم . ديگران هم اسم رحيم را بر خود مىتوانند بگذارند ، ولى اسم رحمان جايز نيست كه به عنوان اسم كسى غير از خدا باشد ، زيرا رحمان كسى است كه مىتواند بلاها را بر طرف كند ، ولى خلق رحيم ، قدرت بر طرف كردن بلاها را ندارد . و به قرآن رحمت گفته مىشود چنان كه به ابر رحمت گفته مىشود پس رحمت به معناى نعمت است چنان كه به مردم نازك دل نيز رحيم گفته مىشود ، زيرا به واسطه رقت قلب بسيار مهربان است و كمترين مهربانى و رحمتش دعا براى ميّت و ابراز تأسّف براى وى است ، ولى رحيم به عنوان صفت الهى به معناى رقّت قلب نيست بلكه معناى آن در ذات اقدس بارى تعالى به معناى ايجاد نعمت براى مرحوم و بر طرف كردن بلا از اوست پس
هامش
( 1 ) . 89 / فجر ، 28 .
( 2 ) . 21 / انبياء ، 107 .