آفات دنيا مصون مىماند پس بهشت دار السلام است .
37 - المؤمن :
ريشه ايمان در لغت به معناى تصديق است پس مؤمن تصديقكننده است يعنى وعدهها را راست مىگرداند ، يعنى به واقعيت مىرساند و گمان بندگان مؤمن خود را در مورد خودش به واقعيت مىكشاند ، و آرزوهاى ايشان را برآورده مىسازد . گاهى مؤمن به معناى اين است كه خداى تعالى ايشان را از ظلم و جور نجات مىدهد از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : خداى تعالى مؤمن ناميده شده است ، زيرا هر كس اطاعت خدا كند از عذاب او در امان است و علت اينكه به عبد مؤمن گفته مىشود اين است كه مؤمن خود را در امان حق تعالى مىبيند و خداى تعالى هم امانش را مورد پذيرش قرار مىدهد .
38 - المهيمن :
به معناى شهيد است و گفتار حق سبحان شاهد است كه :
مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ
« 1 » تصديق كتابهاى الهى كه قبل از وى آمدهاند مىنمايد و بر آن كتابها شاهد است يعنى خداى تعالى مهيمن يعنى شاهد همه اقوال و افعال بندگان است و از وى مثقال ذرهاى در زمين و آسمان مخفى نيست و گفته شده كه مهيمن به معناى امين است و به معناى نگهدار اشيا و نيز گفتند : مهيمن اسمى از اسماى خداى تعالى در كتب پيشينيان است .
39 - العزيز :
منيعى كه مغلوب نمىشود و چيزى با خداى معادل نيست و مثال و نظير ندارد و در مثل گفته مىشود : « من عزّ بزّ » هر كس غلبه كند مىربايد . خداى تعالى در حكايت از كلام خصم به نزد داود مىفرمايد : « و عزّنى في الخطاب » يعنى در سؤال و جواب بر من غلبه پيدا كرد و گاه به معناى پادشاه مىآيد ، چنان كه برادران يوسف گفتند : يا ايها العزيز .
40 - الجبار :
او كسى است كه بيچارگيهاى مردم و شكستگيهاى آنها را جبران مىكند و اسباب معاش و روزى آنها را كفايت مىكند گفتند : « الجبار » يعنى كسى بالاتر از خلق خود مىباشد و هر جبار و ستمگرى را از بين مىبرد و مىشكند و گفتند : جبّار يعنى ظاهرى كه دست كسى به او نمىرسد چنان كه به درخت خرمايى كه در دسترس نباشد ، جباره گفته مىشود و جبر به اين معناست كه شخصى را بر كارى مجبورش كنيد و امام صادق عليه السلام فرمود :
هامش
( 1 ) . 5 / مائده ، 48 .