« لا جبر و لا تفويض و ليكن امر بين الأمرين » نه جبر و نه واگذارى مردم به خودشان است . بلكه چيزى بين آن دوست . و مقصود امام صادق عليه السلام اين است كه خداى تعالى بندگانش را بر معاصى مجبور نساخته و امر دين را به ايشان وانگذاشته تا آنكه به نظرات و قياسهاى خود در مسايل دينى سخن گويند پس خداى عز و جل حدودى قرار داد و بياناتى نمود و احكامى را وضع كرده ، و امورى را واجب نموده و امورى را مستحب كرده و دين را كامل نموده است نه آنكه دين را به ايشان واگذار كرده باشد پس با بيانات و معرفى دين از طرف خدا جايى براى واگذارى دين به آرا و عقايد مردم نيست .
41 - المتكبر :
كسى كه از صفات خلق بلند مرتبهتر است . و بر عاصيان از خلق « متكبر » مىگويند چون با حق تعالى در عظمتش منازعه و كشمكش كردند ، متكبر مشتق از كبرياء است و كبريا اسم تكبّر و بزرگى است .
42 - السيد :
به معناى پادشاه است و به پادشاه و بزرگ قوم « سيد » گويند كه وى بر ايشان آقايى دارد و به قيس بن عاصم گفتند : علت آقايى تو بر قومت چيست ؟ گفت جوانمردى و آزار نكردن مردم و يارى بندگان . پيامبر ( ص ) فرمود : على آقاى عرب و سيد آنانست عايشه عرضه داشت : اى رسول خدا آيا تو سيد عرب نيستى ؟ فرمود : من سيد فرزندان آدم و على ( ع ) سيد عرب است ، عايشه عرضه داشت : سيد يعنى چه ؟ فرمود : سيد به معناى كسى كه طاعت او واجب باشد چنان كه طاعت من واجب است . بنا بر اين حديث سيد يعنى پادشاه واجب الاطاعه .
43 - السبوح :
يعنى كسى كه از چيزهاى ناشايسته پاك است و وزن آن « فعول » است و در كلام عرب تنها دو كلمه « سبّوح » و « قدوّس » بر اين وزن آمدهاند و معناى هر دو هم يكى است .
44 - الشهيد :
يعنى آنكه هيچ چيز از او مخفى نيست مىگويند : شاهد و شهيد عالم و عليم يعنى مثل حاضر و شاهدى است كه چيزى از او مخفى نمىماند . و شهيد به معناى عليم است چون خداى تعالى فرمود : « شهد اللَّه انّه إله لا إله الّا هو و الملائكة » . و گفتند : شهيد در اين آيه به معناى علم ( دانست ) است .