تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
. « 1 » هر كس طغيان كند و زندگى دنيا را انتخاب كند جهنم جايگاه اوست و هر كس از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هواهاى نفسانى باز دارد بهشت جايگاه اوست و فرمود : دشمنترين دشمنان نفس توست كه در دو پهلوى توست و از او غافل مشو و با عنان تقوى افسارش كن .

[ راه شكستن نفس ]

و با سه چيز نفس را بشكن ، اول : منع شهوات زيرا اگر از علف حيوان چموش كم كنى نرم و رام مىشود . « 2 » دوم : بار عبادت را بر نفس بيفكن زيرا وقتى چارپا بارش زياد شود و علفش كم گردد ، ذليل و منقاد مىشود از خدا كمك خواستن و زارى به سوى وى ، به اينكه از خدا بخواهى كه تو را كمك كند ، آيا به گفتار حضرت يوسف صديق ( ع ) نمىنگرى كه فرمود : « انّ النّفس لامارة بالسّوء الا ما رحم ربّى » نفس بسيار به بديها امر مىكند جز آنكه خداى تعالى رحم كند ، وقتى بر اين امور مداومت كردى نفس به اذن خدا براى تو منقاد مىشود و اين زمان تسلّط بر نفس است كه بر او لگام بزنى و از شر او در امان باشى چگونه با سهل انگارى در امور نفس مىتوانى از نفس ايمن باشى و يا از او سالم بمانى ، با آنكه مشاهده مىكنى كه نفس بد اختيار مىكند و حالات نفسانى پست است آيا نفس را در حالت شهوت مىبينى كه حيوانى بيش نيست و در حالت غضب درنده‌اى است و در حال مصيبت بچه‌اى مىباشد . و در حال نعمت فرعون است و در حال سيرى او را مستكبر مىيابى و در حال گرسنگى مجنونش مىبينى و اگر او را سير كنى طغيان مىكند و اگر ويرا گرسنه نگه دارى صيحه مىزند و جزع مىكند پس نفس بسان الاغى بد مىباشد اگر علفش دهيد در مىرود اگر گرسنه‌اش نگهدارى عر عر مىزند .
هامش
( 1 ) . 79 / نازعات ، 37 . ( 2 ) مناسب آن اين ابيات حضرت علامه حسن زاده آملى روحى فدا است :اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر از نفس كافر كافر * چون گاو سركش ما را كشاند گاهى به اين ور گاهى به آن ور در خواب و در خور دستى نگه دار ! * تا رام گردد نفس ستمگر جز آه و ناله نبود دوايى * بهر جلاى جان مكدر شرمى كن اى دل از خود پسندى * آواره گردى همچو قلندرديوان حضرت استاد - ص 75 و نيز در ديوان حضرت استاد دام ظله الوارف :من كان ذا دراية و هوش * شبّهها بالاستر الچموش فالقرب منها لگد و گاز * و الحرف في ركوبها دراز