تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
طول سال را به خاطر دسترسى به خرمن تحمّل مىكند ، بنا بر اين اى آگاه ! به نهايت بكوش و بر درد و رنج صبر نما !
ما ضرّ من كانت الفردوس مسكنه * ما ذا تحمّل من بؤس و افتقار تراه يمشى كئيبا خائفا وجلا * الى المساجد يمشى بين اطمار
ترجمه شعر : آن كس را كه جايگاهش بهشت است ضرر نمىرساند كه از فقر و تنگدستى چه مىكشد او را در حال حزن و ترس و هراس مىبينى كه به مساجد در ميان كهنه پوشان مىرود . حال كه اثر عبوديت قيام به طاعت و نهى از معصيت است و آن بدون ترغيب و ترساندن و تشويق كردن نفس اماره ميسّر نمىشود زيرا حيوان سركش محتاج كسى است كه او را راه برد و چاروادار كه او را سوق مىدهد وقتى در پرتگاه افتاد از طرفى او را تازيانه مىزند و از طرفى با نشان دادن جو ، تحريك و تشويقش مىكند تا بلند شود و از آن مهلكه خلاص شود زيرا كودك مغرور نادان به مدرسه نمىرود مگر آنكه پدر و مادر او را تشويق كنند و معلم او را بترساند همين طور اين نفس حيوانى سركش است كه در مقاصد پرتگاه دنياوى افتاده است پس ترس ، تازيانه‌اش و اميد جو راننده آن مىباشد كه او را حركت مىدهد و مىبرد . و كودك نادان به مدرسه مىرود ، چون به اميد ترغيب شده و بواسطه ترسانيدن ترسيده است پس ذكر بهشت و ثوابش تشويق و ترغيب نفس است و آتش و عاقبت آن تهديد و ترسانيدن نفس مىباشد .