دارم كه كنيز من در نزد تو باشد مرد گفت : من زن ندارم و در خانهام زنى زندگى نمىكند ( كه كنيز تو پيش او باشد ) چگونه كنيز تو در نزد من باشد ؟ گفت : من اين كنيز را با تو قيمت مىكنم و تو ضامن قيمت مىشوى ! وقتى كه من آمدم اين كنيز را به من به فروش و من وى را مىخرم و اگر از او لذت بردى بر تو حلال باشد . مرد پذيرفت و با قيمت معامله را محكم كرد . مولاى كنيز به سفر رفت و كنيز در مدتى نزد مرد ماند تا آنكه كام دل از او گرفت سپس نماينده يكى از خلفاى بنى اميه براى خريد كنيز به مدينه آمد ، از جمله كنيزانى كه مأموريت داشت بخرد همين كنيز بود .
والى مدينه براى او شخصى را فرستاد و از او خواست كه كنيز را بفروشد مرد مدنى گفت : مولاى كنيز در سفر است ولى والى او را مجبور به فروش كرد و بيش از مبلغى كه مولاى كنيز قيمت كرده بود به او پرداخت . وقتى كنيز با ( جمع كنيزان ) از مدينه خارج شد مولاى كنيز از سفر برگشت و به نزد او آمد و اولين چيزى كه پرسيد از كنيز بود كه حالش چطور است . آن مرد قصه را باز گفت و تمام قيمتى كه والى مدينه پرداخته بود ، چه اصل قيمتى كه مولاى كنيز معين كرده بود و چه بهره آن را ، جلوى او گذاشت . به او گفت اين قيمت كنيز است مرد ابا كرد و گفت همان قيمتى كه با تو معين كرده بودم برمىدارم و بقيه پول از آن توست و گوارايت باشد . خداى تعالى به حسن نيتش با او چنين رفتار كرد .
بدان كه تقوى دو قسمت دارد تقواى اكتساب و تقواى اجتناب . مقصود از تقواى اكتساب انجام اعمال صالح و طاعات مىباشد و منظور از تقواى اجتناب ترك منهيات است تقواى اجتناب سالمتر و شايستهتر و مهمتر از تقواى اكتسابى است زيرا در صورتى كه اجتناب از محارم شود تقواى اكتسابى مفيد فايده است و ثمرات فعل طاعات و تقواى اكتساب و لو اندك باشد با وجود اجتناب از محارم پاكيزه و سالم مىماند و اين از لابلاى مطالب مذكور كه : دعاى اندك با اعمال نيكو بسان نمك در طعام است و نظاير آن از مطالب فوق ، روشن گرديد .
بنا بر اين با تكرار آن كلام را ، طولانى نمىكنيم . و قسمت اكتساب با ضايع كردن قسمت اجتناب ثمرى ندارد و اين مطلب از لابلاى اين كتاب روشن شد و خبر معاذ در اثبات اين مطلب كافى است . و نيز از گفتار آن قريشى به پيامبر ( ص ) كه گفت : ما در بهشت درختان زيادى داريم حضرت فرمود : بلى ، ولى شما را بر حذر مىدادم كه بر آن درختان آتشهايى بفرستيد كه آنان را بسوزاند . و از آن حضرت عليه السلام آمده است كه حسد ( ش 82 ) حسنات را مىخورد چنان كه آتش هيزم را از بين مىبرد ، و از ائمه اطهار عليه السلام آمده است كه فرمودند : تلاش و كوشش كنيد و اگر عمل نمىكنيد معصيت نكنيد هر كس بنا مىكند و خراب نمىكند خانهاش بالا مىرود ، گرچه بنايش
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 269
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص٢٦٩