آشكارا نوشته مىشود ، وقتى بار ديگر اقرار كنى و بيان نمايى از آن هم محو شده و به عنوان عمل ريايى نوشته مىشود . واى بر تو از آن سخنى كه اين مقدار نحس بود ! و چه مصيبتى بزرگ براى تو ببار آورد . اى كاش لال بودن ، تو را حفظ مىكرد و سكوت ، تو را نگه مىداشت .
بله از ائمه عليهم السلام روايت شده است كه ايشان اجازه نقل آن را دادند اگر بيان آن براى برادر مؤمنش سود دارد و او را در آن مورد بيان شده به نشاط در مىآورد .
قسم دوم عجب است كه از هلاككنندههاست .
رسول خدا ( ص ) - فرمود سه چيز هلاككنندهاند : آزى كه شخص از آن پيروى كند ، و هواى نفسى كه پيروى شود و از خود راضى بودن و عجب . و عجب عمل را از بين مىبرد و باعث دشمنى خداى سبحان مىشود . حضرت على ( ع ) مىفرمايد : اگر گناهى براى مؤمن بدتر از عجب و خودبينى نبود ، خداى تعالى راه مؤمن را براى گناه باز نمىگذاشت ( 63 ) . و امير المؤمنين عليه السلام فرمود : گناهى كه بدت بيايد بهتر از خوبى است كه خوشت بيايد ، يعنى باعث عجب شود و حضرت فرمود : حسب و نسبى بهتر از تواضع نيست و تنهايى ، وحشتناكتر از عجب نيست .
از امام صادق از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرمود : خداى تعالى به داود وحى فرمود كه اى داود گناهكاران را بشارت بده و صدّيقان را بترسان ! عرضه داشت : چگونه به گناهكاران بشارت دهم و صديقان را انذار كنم ؟ فرمود : اى داود ! به گناهكاران بشارت بده كه من توبه گناهان را مىپذيرم و از گناه مىگذرم و صديقان را بترسان مبادا ! از اعمالشان عجب پيدا كنند ، زيرا هيچ بندهاى نيست كه به حسناتش عجب و خودستايى كند ، جز آنكه هلاك مىشود .
و در روايت ديگر آمده است : هيچ عبدى نيست كه حسنات خود را حسابرسى كند ، مگر آنكه هلاك شود . و از ابى جعفر ( ع ) از پيامبر ( ص ) آمده است كه فرمود : خداى تعالى فرمود : مىدانم كه چه چيز كار بنده مؤمن مرا درست مىكند و از جمله بندگان مؤمنم ، كسانى هستند كه شب از بستر بلند مىشود و از بالش نرم دست مىكشد و در عبادت مىكوشد و خود را در عبادت به زحمت مىاندازد من يك شب يا دو شب او را ضرر مىزنم و خوابش مىكنم ، زيرا مصلحت او را در نظر مىگيرم بر خلاف ميل او كه دوست ندارد بخوابد ، پس در خواب مىماند تا صبح شود و بلند مىشود در صورتى كه بر خويش خشمگين است و نفس را ملامت مىكند و اگر بين او و مرادش كه عبادت من است او را واگذارم ( تا عبادت كند ) از عبادتش دچار عجب مىشود و