سؤال :
هر كس از ريا بدش آيد نفرت از ريا او را وادار مىكند كه از ريا دورى كند و ريا را دشمن داشته باشد و عمل خود را جز براى خدا نمىآورد و اطلاع مردم باعث تحرك و نشاط در عملش نمىشود ، بلكه بود و نبود مردم و كم و زياد خوب و بد عمل در نزد او يكى است و عقل او دوست ندارد كه مردم از او مطلع شوند ، ولى با همه اين اوصاف ، طبيعت او تمايل به ريا دارد و دوست دارد و خوشحال مىشود كه مردم بدانند ، ولى خود متنفر از اين طبيعت و تمايل و دوستى است و عقلش دشمن آنست و خود را بر آن ملامت مىكند و آيا چنين شخصى از جمله رياكاران است ؟ !
جواب :
خداى سبحان بندگان را به اندازه طاقت ايشان تكليف مىكند و چون بنده از وساوس شيطان نمىتواند جلوگيرى كند و نمىتواند طبيعت را از مقتضياتش باز دارد تا آنكه اصلا به شهوات ميل نكند و با او منازعه ننمايد بنا بر اين چون جلوگيرى از آن در قدرت انسان نيست به همين خاطر پيامبر ( ص ) بشارت داده كه از اين گونه تمايلات گذشت مىشود ، ( 59 ) براى اينكه بندگان از رحمت الهى نااميد نشوند و حرج لازم نيايد و مردم به خدا نزديك شوند . و به رحمت واسعه الهى اميد بندند ، آنجايى كه مىفرمايد : خداى تعالى حديث نفس را گذشت مىكند مادامى كه آن را به زبان نياورده باشد و يا به آن عمل نكرده باشد ، زيرا حركت زبان و اعضا مقدور بشرند ، ولى خطور اوهام و وسوسههاى دل در حيطهء قدرت بشرى نيستند و اين مطلب واضح است و هر عاقلى آن را در مىيابد . بله بايد با اين خاطرات و وسوسههاى نفسانى بواسطه ضد آنها مبارزه كند ( 60 ) و در مقابل شهوات زشتى آنها را در نظر بگيرد و اين مبارزه تنها با شناخت عواقب شهوات و وساوس و علم دين و راهنمايى عقل ممكن است وقتى چنين كرد ، نهايت تلاش خود را در اداى تكاليف انجام داده زيرا خاطراتى كه باعث ريا مىشوند ، شيطانى هستند و نفس اماره بعد از آن تمايل به ريا پيدا مىكند ولى احساس تنفر از ريا از ايمان و راهنمايى عقل نشأت مىگيرد .
علاج ريا :
بدان كه ريشه اخلاص ، ( 61 ) ، يكسانى نهان و آشكار است چنان كه به كسى گفتند كه سفارش مىكنم كه اعمال علنى كنيد پرسيد : مقصود از چنين اعمالى چيست ؟ پاسخ داد