تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
ستايش مردم و مقام و منزلت در دلهاى خلق
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا
« 1 » بگو به فضل و رحمت الهى پس مردم به اينها خوشحال شوند . دوم : از اظهار خوبيها و پوشاندن بديها در دنيا بفهمد كه خداى تعالى در آخرت نيز چنين با او رفتار مىكند ، زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تعالى بر بنده‌اى در دنيا لغزشهايش را نپوشاند جز آنكه در آخرت نيز بپوشاند . سوم : وقتى مردم فهميدند و او را ستودند خوشحال مىشود زيرا مىفهمد كه مردم در اين زمينه اطاعت حق تعالى كردند ، زيرا هر مسلمانى دوست دارد كه مردم در اطاعت حق تعالى باشند و با دل و جان به طاعت الهى راغب باشند ، زيرا گروهى از مردم وقتى اهل طاعت را ببينند با آنها دشمنى و حسادت مىكنند و آنها را مسخره مىنمايند و ايشان را ريا كار مىخوانند اين گونه از خوشحالى خوب است و ناپسند نيست و علامت اخلاص در اين نوع اين است كه اطلاع ايشان در عمل تاثيرى نكند بلكه كار او در صورت اطلاع مردم و يا عدم اطلاع آنها يكى باشد . و اگر حركت و نشاط بيشترى از نفس مشاهده كرد بداند كه رياكار است و در از بين بردن و علاج ريا با ارشاد عقل و دين كوشش كند و در غير اين صورت او از هلاك‌شدگان است . و اما خوشحالى ناپسند اين است كه علت خوشحالى اين باشد كه مقامش در نزد مردم بالا رفته است و مردم او را مىستايند و بزرگش مىدارند و نيازهايش را برمىآورند و در مقابل اعمال نيكش او را اكرام و بزرگ مىدارند اين همان رياى حقيقى است كه از بين برنده عمل است و عمل را از كفهء حسنات به كفهء سيئات مىبرد و از كفه ترازوى سعادت به كفه خسارت مىبرد و از درجات بهشت به دركات جهنم مىكشاند . بدان كه اصل ريا دنيا دوستى و فراموشى آخرت و فكر نكردن در اجر و پاداشهاى الهى و فكر نكردن در آفت‌هاى دنيا و در نظر نگرفتن عظمت نعمت‌هاى آخرت است ، و ريشه همه اينها دوستى دنيا و شهوات است و اين ريشه همه بديها و منبع هر گناهى است ، زيرا وقتى عبادت براى خدا باشد از هر نوع شائبه‌اى خالى است و جز براى خدا و دار آخرت عبادت را نمىخواهد . و نيز تمايل جاه و مقام در دلهاى مردم و رغبت در نعمت‌هاى دنيوى دل را مىميراند و جلوى تفكر در عاقبت را مىگيرد و نمىگذارد كه از علوم الهى بهره بگيرد .
هامش
( 1 ) . 10 / يونس ، 58 .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 184 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى