در گناه افكند .
دوم : وقتى با مراد شيطان موافقت كردى ترك عمل و موافقت شيطان موجب مىشود كه شيطان بر تو جرأت پيدا كند و بر تو مسلط شود زيرا ذكر و قيام به خدمت خداى تعالى تو را نزديك به خداى تعالى مىكند و هر چه به خدا نزديكتر شوى از شيطان دور مىشوى ، ولى در ترك عمل با نفس اماره موافقت مىكنى زيرا نفس اماره به كسالت و بيكارى ميل دارد و اين دو سر چشمه همه آفتها هستند و شخص بينا آن ضررها را مىداند .
سوم : نشانه آن كه اين حيلهگرى از نفس است و علت آن ميل نفسانى به بيكارى و بطالت است اينكه : فوات ثواب بيكارى را با عدم وقوع مسلمانان در سوء ظن مىسنجى و مصالح ايشان را بر خودت برمىگزينى ، به اينكه مردم به گناه گمان بد نيفتند و تو نيز ثواب نبرى . در نفس خودت تفكر نما و با چشم انصاف نگاه كن ! اگر همين قضيه در مورد منافع دنيايى اتفاق مىافتاد و بين شما و ايشان دعوايى در خانه و يا مال در مىگرفت و يا تو روش زندگى را پيدا مىكردى كه بهرهء در مال در پى دارد آيا ديگران را برمىگزيدى ؟ و خود از آن صرف نظر مىكردى ؟
و آن روش را در اختيار آنها مىگذاشتى ؟ به خدا قسم چنين نيست ، بلكه با ايشان همچون دشمن سخت در جنگ و نزاع در مىافتادى و اگر فرصت گزينش بود بهترين نوع زندگى را براى خود بر مىگزيدى و دوست را طرد مىكردى و نزديك را دور مىساختى . و زياد ديديم كه شخصى از دوست خود دورى گزيد و به او ستم روا داشت و پسر و دوستان را از خود دور كرد ! و چه دوستانى كه زمانى طولانى دوست بودند و زمانى طولانى ملاطفت و برادرى داشتند تا آنكه دنيا به خاطر معامله و يا شراكت بين ايشان جدايى انداخت ! سبب اين جدايىها گزينش منافع خويش است . بنا بر اين ترك عمل به خاطر دلسوزى و رحمت به ايشان نيست ، بلكه نيرنگى از نيرنگهاى شيطان و تمايل نفس به ولنگارى و راحتى است . وقتى به ترك حطام دنيا براى مردم راضى نيستى چگونه ترك عمل آخرت مىكنى و حال آنكه ارزش آن بيشتر است و تو در فقر قيامت به آن نياز بيشترى دارى و از بهرههاى دنيايى براى تو بهتر است . آيا اين ترك جز به خاطر سنگينى عمل نيست و جز به خاطر ميل به ولنگارى چيز ديگرى است ؟ و به خاطر حيلههاى پوچ و نيرنگهاى بيهوده شيطان كه به آن رنگ و روغن زده در كار و فعاليت براى خدا درنگ مىكنى و تعلل مىورزى . و اگر به عمل مشغول شوى به خود منفعت رساندى و دشمنت را معصيت كردى و به بندگان خدا نفع رساندى چون ممكن است مردم نيز در عمل با تو موافقت كنند و اگر عمل تو علت موافقت ايشان باشد ، اجر عمل ايشان به خاطر موافقت ايشان نيز به تو
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: ابن فهد الحلي
ص١٨١