خلوت از مردم را طلب كن زيرا خلوت كمك بزرگى بر پنهان كارى دعا است و اگر با مردم هستى ولى خودت را مخلص مىيابى كه هيچ شائبه ريا در او نيست ، اين درجه از بزرگترين درجات مخلصين است كه غيبت و حضور مردم در نزد شخص يكى باشد و اين مطلب تنها در صورتى به واقعيت مىپيوندد كه انسان به حقيقت معرفت خدا و معرفت به خلق خدا برسد و شرافت نفس و علو همت داشته باشد در اين صورت بود و نبود مردم براى او مساوى است و شايد به همين مطلب پيامبر گرامى ( ص ) اشاره فرمود : اى ابا ذر ! مرد به حقيقت معرفت نرسد تا آنكه مردم را به صورت شتران بيند و به وجود و حضورشان اعتنايى نكند ، وجود مردم او را دگرگون نكند چنان كه حضور شتر نفسش را دگرگون نمىكند . اين طور گفتند : ولى بقيه حديث يك معناى ديگرى را مىرساند و آن اينكه مراد از اين حديث تواضع و فروگذاشتن نفس است ، زيرا پايان حديث اين است : سپس به خود برگردد و خود را حقيرتر از همه پنداشته باشد .
و همانند اين حديث حديثى است كه بعضى از اصحاب براى من حديث كرد كه خداى تعالى به موسى ( ع ) وحى فرمود : كه وقتى براى مناجات آمدى كسى را كه تو بهتر از او هستى به همراه بياور . حضرت موسى به هر كس كه مىرسيد ، جرأت نمىكرد كه بگويد من بهتر از او هستم مردم را رها كرد و در اصناف حيوانات جستجو كرد تا آنكه به سگ گر گرفتهاى رسيد . حضرت با خود گفت اين سگ را با خود مىبرم . آنگاه ريسمانى در گردن سگ كرد و با خود برد وقتى در بين راه رسيد طناب را از سگ باز كرد و رهايش نمود وقتى به مناجات پروردگار رسيد . پروردگار فرمود :
اى موسى ! چرا آنچه كه من امر كردم نياوردى ؟ عرضه داشت : پروردگارا ! من آن را نيافتم . خداى تعالى فرمود قسم به عزت و جلالم ! اگر كسى را با خود مىآوردى ، اسم تو را از ديوان پيامبرى محو مىكردم .
توضيح و تقسيم خطرات ريا سه قسم است :
خطر اول : آنكه : انسان قبل از عمل به آن مبتلا مىشود
و وادار مىگردد كه به خاطر مردم عمل را انجام دهد و انگيزه او دين نيست . اين قسم را بايد ترك كرد ، زيرا اين نافرمانى و معصيت صريح است و اصلا طاعت نيست و اين قسم همان مطلب مورد اشاره اين جمله آن حضرت است كه فرمود : ريا شرك خفى است . اگر انسان قدرت دارد كه انگيزه ريا را در خودش از بين ببرد و نفس را وادار كند كه براى خدا كار كند تا اينكه نفس عقوبت شود و ريا نكند و عمل كفاره گناه