تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
نفس باشد ، بنا بر اين به عمل مشغول شود ، در غير اين صورت ترك عمل بهتر است .

خطر دوم : انگيزه عمل خداى تعالى مىباشد ، ولى ريا در همان ابتداى عبادت به سراغ آدم بيايد

در اين صورت سزاوار نيست كه عمل را ترك كند ، زيرا انگيزه دينى باعث عمل شده كه عمل را شروع كند بنا بر اين از راهى كه بعد گفته مىآيد ، در رفع ريا مجاهده كند و اخلاص را بدست آورد . علت ادامه در عمل اين است كه اگر عمل را ترك كند با شيطان موافقت كرده و او را مسرور ساخته است و مقصود شيطان در القاى ريا همين است ، بنا بر اين با ترك عمل ، شيطان به مقصود خود رسيده و شخص او را به منظور و مراد خود رسانيده است .

خطر سوم : اخلاص قلبى حاصل مىشود ولى بعدا ريا و انگيزه‌هايش عارض او مىشود

پس بايد در رفع آن مجاهده كند و عمل را ترك نكند . ولى به اخلاص باز گردد و نفسش را بواسطه عقل و دين به سوى اخلاص باز آورد تا آنكه عمل تمام شود ، زيرا شيطان ابتدا به ترك عمل مىخواند و اگر او را اجابت نكردى و دفعش كردى و به عمل مشغول شدى ، تو را به ريا مىخواند ، وقتى جوابش را ندادى و دفعش كردى بر مىگردد و مىگويد اين عمل خالص نيست و تو رياكار هستى و رنج تو بيهوده است فايده كارى كه اخلاص ندارد چيست ؟ و هر عملى كه خالص نباشد و بال گردن صاحبش مىگردد ، و تركش بهتر است . و با اين گفتارها ترك عمل را براى تو زينت مىدهد و اين گونه با تو كلنجار مىرود تا آنكه تو را وادار به ترك عمل كند وقتى عمل را ترك كردى غرض او برآورده مىشود . قصّهء كسى كه عمل را به خاطر ترس از ريا ترك كند همانند قصهء بنده‌اى است كه مولايش به او گندمى مىدهد كه كمى ناخالصى از جو يا خاك دارد و مولا به او دستور مىدهد كه ناخالصى را از بين ببرد بنده با خود مىگويد : مىترسم كه به طور كامل خالص نشود و كلا ترك دستور مولى كند . و نظير همين رفتار ، رفتار كسى است كه به خاطر ترس از مردم ، كه بگويند : « فلانى ريا كار است » ترك عمل كند و اين خود ريايى مخفى است ، زيرا عمل را به خاطر ترس از مذمت مردم ترك مىكند . او همانند كسى است كه كار مىكند تا به او نگويند : « بيكاره است » و از گفتار مردم چه گناهى دامنگير وى مىشود بلكه ثوابش بيشتر است پس مثل مخفىكارى و پرده دارى در عمل است . بلكه وقتى به اين پايه رسيد كه ايشان او را متهم كردند و عملى را براى او قايل نيستند ، بلكه به خاطر آن كار او را اهانت كردند ، بنا بر اين قدرش در پيش مردم مجهول است و در آسمان معروف است و تعريف آن حضرت شامل حالش مىشود كه فرمود دوستى خدا به آن بندگان متقى مخفى كه وقتى يادشان كنند ، مردم ايشان را نشناسند ، از همه بيشتر است و همانند كسى است كه در پنهان عمل كرده و كسى بر آن مطلع نشده است و