تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
كَبِيراً
« 1 » . وقتى آنجا را ببينى نعمت و سلطنت بسيار بزرگ مشاهده نمايى . و در كتاب وحى قديم آمده است : براى بندگان خويش آماده كردم چيزى را كه نه چشمى ديده و نه گوشى شنيده و نه بر قلب بشرى خطور كرده است . اى خواننده ! اگر نفس تو به اين نعمت مشتاق است پس دنيا را ترك كن ! زيرا مهر آخرت ترك دنياست و مثل دنيا و آخرت همانند دو هوو ( 22 ) است هر كدام را بيشتر راضى كنى ديگرى را خشمناك ساختى و مثالش همانند مثال مشرق و مغرب است كه به هر اندازه به يكى نزديك شوى از ديگرى دور مىگردى . و گفتار آقاى ما امام صادق ( ع ) هم از اين مقوله است : ما دنيا را دوست مىداريم و اينكه به ما ندهند بهتر از آن است كه به ما بدهند و هيچ چيز را به فرزند آدم ندهند جز آنكه نعمت اخروى وى را كم گذارند . معناى فرمايش حضرت كه فرمود ما دنيا را دوست داريم اشاره به نوع انسان است و اين زبان حال مكلفين در دنياست و اشاره به خود حضرت و پدران و فرزندانش صلوات الله عليهم اجمعين ندارد ، زيرا ايشان به مقدار بهرهء دنيوى از حظّ اخروى ايشان كاسته نمىگردد . چگونه حظّ اخروى ايشان كم گردد با آنكه جبرائيل سه بار بر پيامبر ( ص ) نازل شد و كليد گنج‌هاى دنيا را آورد و در همهء آنها مىگفت : اينها كليد گنج‌هاى دنياست و از حظّت پيش پروردگارت كاسته نمىگردد حضرت ابا كرد و آن حضرت آنچه را كه خداى تعالى دوست مىداشت تحقير كند ، تحقير مىكرد . زندگى دنياى تو در قبال خريد اين نعمت بزرگ جز ساعتى بيش نيست زيرا از نعمت‌هاى گذشته لذتى نمىيابى و از سختيهاى آن دردى نمىكشى و چه بسا آينده را درك نكنى و دنيا عبارت از لحظه‌اى است كه در آن هستى . و از همين باب است گفتار مولى على ( ع ) به سلمان كه فرمود : غمهاى دنيا را فرونه ! زيرا به يقين مىدانى كه از آن جدا مىشوى با آنكه هيچ كس را نديدم كه دنياى خود را به آخرت فروخت جز آنكه از هر دو سود برد و هيچ كس را نديدم كه آخرت را به دنيا فروخته باشد جز آنكه از هر دو زيان ديد ، زيان اهل دنيا مسلم است ، زيرا خداى تعالى به دنيا مىفرمايد : هر كس كه مرا خدمت كند او را خدمت كن ! و هر كس تو را خدمت كند او را به زحمت و مشقت بيانداز . اگر شغلى براى كسب دارى ياد خدا را غنيمت شمار و نامه عملت را پر از حسنات كن مگر حكايت عابد آهنگر را با آن كه در بازار مشغول آهنگرى بود و ذكر خداى مىكرد نشنيدى كه چه شخصيتى و الا گرديد ؟ ان شاء اللَّه در همين كتاب در باب ذكر بيايد .
هامش
( 1 ) . 76 / انسان ، 20 .
عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى) — صفحة 99 | ابن فهد الحلي / نائيجى نورى