بزرگ گرايش به فلسفه افلاطونى در إيران دانسته ، « 17 » همگى فاقد ارزش علمي وتحقيقاتى است . اينان به دليل عدم آشنايى عميق با زبان وفرهنگ وتاريخ فلسفه وعرفان اسلامى نتوانستهاند تحليل جامع ، روشن ودقيقى از أفكار سبزوارى ارائه دهند .
روش سبزوارى در دستهبندى وتنظيم مطالب وموضوعات فلسفي در آثارش ، بويژه شرح منظومه ، منطقيتر ودقيقتر از سبك ملا صدرا در أسفار ومتفاوت با آن مىباشد « 18 » بويژه در مبحث الاهيات بالمعنى الأخص ، « 19 » وأصولا وى به اين مسئله عنايت خاصي داشته است .
از مباحث بسيار مهم ديگرى كه وى بدان متفطّن گشته است ودر زمان حاضر از موضوعات تحقيقى شايان توجهى بشمار مىرود ، تأثير مكاتب فلسفي بر علوم است . وى بطور جسته وگريخته تأثير عرفان نظري وبرخى مشارب ديگر ، مانند مكتب اشراق ومشاء را بر مباني علم منطق واختلاف تعاريف موضوعات آن را مورد مداقّه واستنتاج قرار داده ومنتجات آنرا ذكر نموده است ، مانند : تعريف نوع « 20 » واقسام كلى وجزئي « 21 » وغيره . طرح اين بحث در ميان متون علمي منطقي ظاهرا اختصاص به سبزوارى دارد .
د - سبزوارى ومنابع خارجي :
بيشتر مورخان ، مستشرقين ويا ايرانشناسان غربى وحتى كساني كه صرفا درباره تاريخ رشتهاى از علوم ، در إيران دوره قاجار ، كتابي تأليف كردهاند ، فصلى را به زندگانى وشخصيت اخلاقى وعلمي حاج ملا هادي سبزوارى اختصاص دادهاند واز وى با تجليل فراوان وعظمت
شرح
( 17 ) - سير فلسفه در إيران ، محمد اقبال لاهورى ، ص 130 ، ترجمه دكتر أمير حسين آريانپور ، ط 4 ، أمير كبير .
ظاهرا اقبال جز كتاب « اسرار الحكم » اثر ديگرى از حاجى ، ملاحظه ننموده است . در اين كتاب هيچگونه مطلبي كه دال بر عقيدة اقبال باشد به چشم نمىخورد . پذيرش بعضي از أصول فلسفه افلاطونى مانند مثل افلاطونى اختصاص به حاجى ندارد بلكه پيش از ملاصدرا ودر آثار شيخ اشراق به نحو مثل معلقه ديده مىشود ( مجموعه مصنّفات شيخ اشراق ج 2 ، ص 230 ) جالب آنكه مرحوم سبزوارى در « اسرار الحكم » ( ص 294 ، تصحيح علامه شعرانى ) فصلى در رد نظريه تناسخ افلاطونى دارد . ملاصدرا نيز آن را در مبحث نفس أسفار ( ج 9 ، باب ثامن ص 2 ، ط 3 ) بحث نموده است .
( 18 ) - اگر بخواهيم اين اختلاف را دقيقا بيان كنيم نياز به مقالى جداگانه وترسيم وتنظيم جداولى تطبيقي است تا ريز مسائل مشخص شود . به عنوان مثال در أمور عامه حاجى اوّل مبحث جعل را بحث نموده بعدا درباره مواد ثلاث وشرح آن پرداخته يا مبحث جواهر را بر اعراض مقدم داشته است در صورتيكه ملاصدرا بعكس عمل نموده ودهها مورد وجود دارد كه ما در پاورقيهايمان در أكثر غررها موارد تطبيق را ذكر كردهايم .
( 19 ) - آخوند ملاصدرا در سراسر أسفار ، گاه وبيگاه از أصل موضوع منحرف شده بطوريكه خواننده ، مبحث اصلى را فراموش مىكند . مثلا در فصل اوّل موقف سابع از سفر ثالث كه مربوط به كلام بارى است ( أسفار ، ج 7 ، ص 2 - 54 ، ط 3 ) مطالب زيادى - حدود پنجاه صفحه - مىآورد كه ارتباط مستقيم با عنوان فصل مذكور مستقيما ندارد .
أمثال اين موارد زياد است ولى حاجى كمتر به اين شيوه عمل نموده است .
( 20 ) - شرح منظومه ( اللئآلى المنتظمه ) ، ج 1 ، ص 156 ، تصحيح وتعليق آية اللّه حسن زاده نشر ناب .
( 21 ) - منبع پيشين ، ص 130 .