تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩

ترجمه آيات قرآن كريم و احاديث و اشعار و ساير عبارتهاى عربى منقول در : مقدّمه مصحّح و پيشگفتار تصحيح بديع القرآن

ص 16 « ينضحن . . . المصفّرا » آنها ( آن اسبها يا شتران ) عرق پنهان بدن خود را به تراوش مىآوردند چنان‌كه مشك تازه نخستين بار آب زرد شده داخل خود را به تراوش مىآورد . ص 16 « و لكلّ . . . تبدع » و هر رونده‌اى را روشى از گذشتگان است كه يا وى را در سيرش به اوج مىرساند و يا او را خوار مىدارد . ص 16 « قوم . . . البدع » ايشان قومى هستند كه هرگاه بجنگند دشمنان خود را آسيب مىرسانند ، و اگر بخواهند پيروانشان را سود مىبخشند . آن شيوه‌اى از ايشان نه تازه است ؛ بدان بدرستى كه بدترين خويها ، خويهاى تازه است . ص 16 « فخرت . . . ببديع » سرفرازى كرد و نسب خويش را بيان داشت ( يا بلندپروازى كرد ) گفتم : به من نگاه كن آن بىخردى كه مرتكب شدى چيزى تازه نبود . ص 17
« بَدِيعُ . . .
عَلِيمٌ »
سورة البقرة ؛ 2 ، آيه 117 پديدآورنده آسمانها و زمين است ، و هرگاه امرى را اراده كند پس همانا به آن مىگويد : باش ، پس وجود مىيابد . ص 17
« بَدِيعُ . . .
عَلِيمٌ »
سورة الانعام ؛ 6 ، آيه 101 . پديدآورنده آسمانها و زمين است ، و چگونه او را فرزندى باشد و حال آنكه براى او همسرى نبوده ، و هر چيزى را آفريده و به هر چيزى داناست . ص 17 « انّ تهامة « 1 » . . . آخره » بدرستى كه سرزمين تهامه ، مانند عسل تازه‌اى است كه آغازش شيرين و پايانش شيرين است . ص 17 « بعث رسول اللّه بست عشرة بدنة مع رجل و امّره فيها قال فمضى ثمّ رجع فقال يا رسول اللّه كيف أصنع بما ابدع علىّ منها قال انحرها . . . » الجامع الصّحيح ( صحيح مسلم ) ج 4 كتاب الحجّ ص 92 . . . . پيامبر شانزده شتر قربانى همراه مردى فرستاد و او را مراقب آنها قرار داد ( راوى ) گفت : آن مرد
هامش
( 1 ) - تهامة : ناحيه‌اى است شامل مكّه و شهرهاى جنوبى حجاز ر ك : اعلام فرهنگ فارسى معين حرف « ت » .