تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
مىشود ، پس به آن سخن چون سخن مبتكر نوآور در شگفت نشود كه او آن را چنان‌كه شرح داديم دست‌چين كرده است . ص 18 « الحمد . . . عليها » ستايش مر خداى را كه جايگاهش برتر است ، و برهان وجودش درخشنده است ، و پادشاهيش نيرومند و نشانه‌هايش بر جاى و آيتهايش شفابخش است . . . [ و همه امور را با علم خود تدبير كرد « 1 » ] و آنها را به فرمان خود بر وجهى كه عزمش اقتضا داشت نظم و ترتيب داد و آنها را با پديدآوردنشان صفت تازگى بخشيد . . . ص 19 « فان وجّه . . . سكون » پس اگر يكى از ايشان سخن‌گويان نگاهش را متوجّه تو ساخت ، و يا با اصرار چشم به تو دوخت ، خاضعانه به وجهى نيكو با سكوت و آرامش سربزير انداز . ص 19 « فلا يصلنّ . . . فى دينك » پس آن سخن‌چين شبهه‌انگيز و آن منسوب به پيرايه‌بندى و شخص متّهم به بدعت‌آورى نبايد مجال گفت‌وگوى با تو را بيابد ؛ و در نتيجه تو را در معرض بدعت نهادن در دينت قرار دهد . ص 19 « فاتتها . . . بديعا » پس نزد او آمدم و عذر خويش را بيان داشتم ، سپس گفت : چيزى عجيب آوردى . ص 19 « أقلت . . . ببدع » آيا معتقدى كه بريدن رشته دوستى هند ، راه راست است و آنچه تو آوردى چيزى تازه نيست . ص 19 « و حاجة . . . بديع » و خواهشى را از دل برآوردم ، و خواهشى را فروگذاشتم ، و به چيز تازه‌اى دست يافته‌ام . ص 19 « أبت . . . ببديع » ناقه من و تمايل من ( از روى آوردن به كسى ) جز زياد خوددارى كرد ، و بخشش خوى تازه‌اى از خويهاى او نيست . ص 19 « يا ال . . . البدع » اى ال مروان بدرستى كه خدا شما را بر كسى كه آئينش بدعتهاست برترى بزرگى داد . ص 20 « هم . . . بساعد » ايشان بازوى روزگارند بازويى كه سپر واقع مىشود ، و چيست فايده كف‌دستى كه حمل آن بر
هامش
( 1 ) - عبارت ميان دو قلاب ترجمه جمله « دبّر الامور بعلمه » است كه از نصّ نامه عبد الحميد كاتب به ابو العلاء حرورى براى تكميل معنى افزوده شد . ر ك : رسائل البلغاء ص 214 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 481 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري