اشعار شاهد باب صد و نهم ؛ حسن خاتمه :
ص 385 « يا دار ما صنعت . . . » ص 344 متن .
اى خانه ؟ روزگار با تو چه كرد ؟ در ميان تو شادابى باقى نگذاشت كه به بهاى گزاف خريدارى شود :
ص 385 « فبقيت للعلم . . . » ص 344 متن .
پس براى آن دانشى كه به سبب آن ( هدايت مىكنى ) « 1 » باقى بمانى ، و روزگار از روز تو عقب باشد !
ص 385 « إجارة بيتنا . . . » ص 344 متن .
اى همسايه خانه ما ! پدرت غيرتمند است . و امر آسانى كه نزد تو اميد مىرود سخت است .
ص 385 « فان تولني منك . . . » ص 345 متن .
اگر مرا از نيكى و احسان خود ببخشى ، تو سزاوار آنى ، و اگر نه من سپاسگزار و عذرپذيرم .
ص 386 « إن كان بين . . . » ص 345 متن .
( 1 ) و ( 2 ) اگر ميان شبهاى روزگار را قرابتى پيوسته يا عهد و امانى ناگسسته باشد ، پس ميان روزهايى كه در آن به پيروزى رسيدى و ميان روزهاى ( جنگ ) بدر نزديكترين خويشاوندى است ( 3 ) بنى اصفر ممراض « 2 » را همانند نامشان زردچهره رها كرد ، و چهرههاى عرب را درخشان ساخت .
ص 386 « و من يأذن . . . » ص 345 متن .
و هركس به سخنچينان گوش فرا دهد ، گوشهاى خود را با زبانهاى تند و تيز آزار مىرساند .
ص 386 « فان يك ذنب . . . » ص 345 متن .
اگر گناهى رفته و يا لغزشى افتاده از روى اشتباه بوده . پس عذر من به عهده قصد من است .
ص 386 « فلا حطّت لك . . . » ص 345 متن .
پس گيرودار جنگ زينى را از تو فرودنياورد ، و دنيا جدايى تو را نچشد ؟
ص 386 « فذى الدّار . . . » ص 346 متن .
( 1 ) پس اين خانه خيانتكارتر از روسپى و مكّارتر از دام صيد است .
( 2 ) مردان بر دوستى آن فداكارى مىكنند ، و از آن به نوايى نمىرسند .
هامش
( 1 ) عبارت ميان دو كمان ترجمه « تهدى به » است كه از نصّ « تحرير » ص 618 بجاى « نهدى له » ترجمه شد .
( 2 ) بنى الاصفر الممراض : ظاهرا الممراض وصف الاصفر است . و ممراض كسى را گويند كه بيمارى بسيار دارد ( ر ك : المعجم الوسيط ) .
در حاشيه بديع القرآن به نقل از ديوان ابو تمام ممراض به معناى زردرنگ بيان شده است .