تنكيت : و آن نكتهاى است كه موجب ترجيح عطف به ثم نه ساير حروف عطف شده است ، زيرا ثم مقتضى معناى مهلت است كه با معناى استقبال به منظور تكميل معناى مراد سازگار مىباشد .
تعليق : و آن تعليق وعد به وعيد است ؛ زيرا آيه متضمّن وعده مؤمنان به يارى و وعيد كافران به شكست است .
مطابقه معنوى : تحقق آن به سبب اجتماع وعد و وعيد در غير آن دو لفظ است .
مقارنه : و آن به سبب اقتران افتنان - كه وعد و وعيد ، و مدح و هجاء بر آن دلالت دارد - به مطابقه تحقّق يافته است .
ايغال : تحقّق فنّ ايغال به سبب اين است كه معناى كلام با عبارت
« يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ »
تمام مىشود ، و چون كلام نيازمند به فاصلهاى بود كه مناسب فاصلههاى آيات باشد ، ازاينرو ، اين فاصله معناى علاوهاى را به آيه بخشيده كه به سبب آن معناى كلام تامّ ، كامل مىشود .
ترشيح : و آن به سبب « ثم » تحقّق يافته است ؛ كه ثم فعل دومى كه به سبب آن عطف به فعل اول شده آماده معناى استقبال مىكند .
ايجاز : سبب آن دلالت اين الفاظ هفتگانه بر معانى نفسانى و معانى بديعيى است كه بر آن دلالت دارد .
افتنان : به واسطه اين است كه وعد و وعيد در آيه به اين مطلب اشاره دارد كه آن افرادى كه وعده براى آنان مطرح شده ، شايسته مدح و كسانى كه وعيد دربارهشان عنوان گرديده سزاوار سرزنش مىباشند .
حسن نسق : سبب آن انتخاب عطف به ثم و نه عطف به ساير حروف عطف است .
تهذيب : و آن در تقديم آنچه بايد مقدّم شود ، و تأخير آنچه بايد مؤخر شود تحقق يافته است ؛ تقديم وعده نصرت به مؤمنان و تأخير وعيد ( كفّار به شكست ) در زمان آينده بعد از زمان رويارويى ، و به سبب ملايمت ميان حرف عطف ثم با معطوف تحقّق يافته است . زيرا صيغه فعل معطوف ، مضارع است كه دلالت بر زمان حال و استقبال دارد .
حسن بيان : سبب آن اين است كه آن آيه مژده به مؤمنان را با بيانى آشكار مىسازد كه دلهايشان را پايدار ، و سينههايشان را روشن مىگرداند ، و ايشان را هميشه بر جنگ ضدّ مشركان مىشوراند ، و آن بشارت همراه با آراستهترين عبارتى است كه بر معناى مقصود دلالت دارد ، و معنى را با نزديكترين و آسانترين روشها ، به فهمها مىرساند .
مثل سائر : تحقّقش به سبب اين است كه سخن در قالب مثلى ظاهر شده كه مناسب با هر واقعهء شبيه به شأن نزول آن آيه است .