تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مثال قسم اول ( از دو قسم اخير ) در قرآن ، قول خداى - تعالى - است :
« فَكَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكِينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ
« 1 »
»
، پس ملاحظه كن كه چگونه اين تركيب بر اساس بلاغت نظم يافته ؛ زيرا نظم كلام به ترتيب از پايين‌تر به بالاتر انتقال يافته است . اگر گفته شود : « همانا در كتاب عزيز مواردى بر غير اين ترتيب آمده ، مانند قول خداى - تعالى - :
« عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
« 2 »
»
؛ زيرا خودستايى به علم غيب بليغتر از خودستايى به علم شهود است ، پس انتقال از ابلغ به پايين‌تر از آن واقع شده ، بنابراين ، توجيه شما چيست ؟ جواب گويم : « علم شهود ، درباره ذات خداى - سبحانه - بليغتر است » زيرا ما درك نمىكنيم كه علم به مشهودات ، جز به سبب حواسّ دريافت شود ، و هرگاه قوه‌هاى مدركه را از دست بدهيم ، علم به مشهودات را از دست مىدهيم ، و ليكن تحصيل علم غيب احتياج به حواسّ ندارد ، و منزّه بودن حق - سبحانه - از حواس ، به دليل قطعى ثابت مىباشد . و محقّق است كه وى به مشهودات دانا است ، و حصول علمى كه جز صاحبان حواسّ آن را درك نمىكنند ، براى كسى كه منزّه از حواسّ است ، بليغتر و شگفت‌انگيزتر از حصول علمى است كه حصول آن نياز به حواس ندارد ، پس ثابت شد كه علم شهود ، در اينجا بليغتر است . و امّا آن قسم از تهذيبى كه نظم كلام ، در آن متّصف به حسن همجوارى آمده ( مثال آن ) قول خداى - تعالى - است :
« لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ
« 3 »
»
، پس در نظم اين آيه از رعايت ترتيب ، به رعايت حسن مجاورت ، عدول شده است ؛ كه ترتيب نظم كلام عبارت از ترتيب جمله‌ها ، و مفردات در وضع و تأليف است ، پس بر كسى كه مىخواهد ترتيب نظم را رعايت كند ، واجب است ، فعل را ، در جمله فعليّه مقدّم آورد ، و دنبال آن فاعل را بياورد و پس از فاعل ، مفعول مطلق ، و پس از آن مفعول‌به را مقدّم آورد ؛ و مفعول‌به‌اى كه فعل بدون واسطه به آن متعدّى شده جلو اندازد ، و سپس مفعول‌به‌اى را آورد كه فعل با واسطه به آن متعدّى شده است ؛ مگر اينكه مانعى لفظى يا معنوى مانع ترتيب نظم كلام شود . و يكى از موانع ، ترجيح نوعى از انواع بديع بر رعايت ترتيب نظم است ؛ نوعى از انواع بديع كه با رعايت آن كلام فصيح‌تر و بليغتر ، و يا آسان‌تر و سبكتر مىشود و يا معنى به سبب آن تمام‌تر و يا كامل‌تر مىگردد ؛ مانند اين آيه : كه اگر نظم آيه به ترتيب خود مىآمد ، و گفته مىشد : « لئن بسطت يدك الىّ لتقتلنى » - همان‌طوركه در
هامش
( 1 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 89 . ( 2 ) - سورة الرّعد ؛ 13 ، آيه 9 . ( 3 ) - سورة المائدة ؛ 5 ، آيه 28 .