تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
استقصا و جمع‌آورى و شرح بديع قرآن بيافتند - برترين نمونه اين نوع استعمال فنون ادبى است .

- 6 -

دوره اول عصر عبّاسى فرا رسيد . و شاعران بديع‌سرايى پيدا شدند ؛ از جمله : بشّار بن برد ( متوفّى به سال 167 ه . ) و مسلم بن الوليد ( متوفّى به سال 208 ه . ) ، و ابو تمّام ( متوفّى به سال 231 ه . ) ، و ابن الرومى ( متوفّى به سال 281 ه ) و بحترى ( متوفّى به سال 284 ه . ) ، و عبد اللّه بن المعتزّ ( متوفّى به سال 296 ه . ) ، و ذهنها متوجّه صنايع بديعى شيواى شعر آنان گرديد ، و بعضى از اين شاعران مانند ابو تمّام تا حدّ افراط ، و برخى از آنان مانند بحترى و ابن المعتزّ در حدّ اعتدال ، در صنعت بديع پيش رفتند ، و برخى از اديبان معتقدند كه ايشان مخترعان و مبتكران صنايع بديعىاند ، و ابن المعتزّ آمد تا عقيده ايشان را در كتاب « البديع » خود ، ردّ كند .

- 7 -

بعد از آن كه از ظهور كلمه بديع در مجال فنون ادبى ، سخن به ميان آورديم ، در اينجا توقّف مىكنيم ، تا در ميدان مفاهيم علمى و بيانى ، دست اين كلمه ( بديع ) را بگيريم ؛ اگر اعتقاد راويان درست باشد ، « مسلم بن الوليد » شاعر اوّلين كسى است كه اين نوع صنايع ادبى را به اسم « بديع » و « لطيف » « 1 » نامگذارى كرده و در شعرش به كار برده است ، و گروهى از شاعران كه مشهورترين ايشان ابو تمّام است ، از او پيروى كرده‌اند . با وجود اين ، شايد « جاحظ » ( متوفّى به سال 255 ه . ) از نخستين كسانى است كه اين كلمه را در يك معناى نقدى و علمى به كار برده ، هرچند آن را در اين كاربرد ، از معناى « تازگى و طرافت » بيرون نبرده است . وى گفتار ( شعر ) اشهب بن رميله « 2 » را روايت كرده كه مىگويد :
« هم ساعد الدّهر الّذى يتّقى به * و ما خير كفّ لا تنوء بساعد »
آنگاه آن شعر را با اين سخنش تفسير مىكند : « ( هم ساعد الدهر ) مثل است ، و اين همان چيزى است كه راويان آن را بديع مىنامند ، و « راعى » شاعر مىگويد » « 3 » :
هامش
( 1 ) - الاغانى ، تأليف ابو الفرج اصفهانى ، ج 19 ، از نسخه عكسى محفوظ در « دار الكتب المصريّة » زير شماره 19019 ز ، برگ 71 ، و ديوان او ( مسلم بن الوليد ) چاپ ليدن ص 239 ( 2 ) - البيان و التبيين ، ج 4 ص 55 . ( 3 ) - البيان و التبيين ، ج 4 ص 55 .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 20 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري