داشت ، و دومى از آن جهت كه پس از تعريض به معنى ، متضمّن تصريح است ، دلالتش بر معنى دلالت مطابقه است ؛ تا مخاطب معنى را بدون زحمت بفهمد ، و خواصّ و عوام در فهم آن شريك باشند ، و اين شيوه اوج بلاغت است .
و نيز از باب تلفيف است قول خداى - تعالى - :
« مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 1 »
»
كه ( در اين آيه ) شرط جواب خود را بكمال دريافت داشته است ، و لفظ
« الْآخِرَةِ »
، بر آن عطف شد تا معناى دوم در معناى اول تلفيف شود ، و در نتيجه وعده ( الهى ) صفت كمال يابد ، و ديگر در جانها حرصى به مطلوبى بجاى نماند .
و نيز از باب تلفيف است قول خداى - تعالى - :
« وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ
« 2 »
»
و اين جمله ( اخير ) جواب سؤال است ، پس موسى ( ع ) گفت :
« أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى
« 2 »
»
، پس وى از سؤالى مقدّر جواب داد ، گويى وى تصوّر كرده كه به او گفته مىشود : « و ما تفعل بها ؟ » ( و با آن چه مىكنى ؟ ) و او در جواب منافع آن را شمرده است ، و آن پاسخ از حضرت موسى سر نزد جز در جستوجوى سپاسگزارى خداى تعالى - ؛ خدايى كه او را عصايى بخشيد كه ( حضرت موسى ) در آن خواستههايى يافت كه در مثل آن يافت نمىشود ، و همانا وى پيش از تحقّق سؤال مقدّر جواب آن را شروع نمود ، تا شرط ادب را در محضر پروردگارش - سبحانه - گزارده باشد چرا كه وى را سؤال و جواب با پروردگارش گران آمد ؛ پس طرح سؤال را با پاسخ دادن به آن منتفى نمود ؛ و اللّه اعلم .
و در حديث از باب تلفيف آمده است گفتار عائشه - رضى اللّه عنها - كه وى در پاسخ به اين سؤال كه آيا زن داخل حمّام مىشود گفت : « ايّما امرأة نزعت ثيابها فى غير بيتها فقد هتكت ما بينها و بين اللّه من حجاب » « 3 » و نيز از اين باب است در حديث ، قول پيامبر خدا ( ص ) در پاسخ سؤال دربارهء وضو از آب دريا : پس پيامبر ( ص ) گفت : « هو الطّهور ماؤه ، الحلّ ميتته » « 4 » پس احكام دريا را در بر گرفت .
هامش
( 1 ) - سورة النّساء ؛ 4 ، آيه 134 .
( 2 ) - سورة طه ؛ 20 ، آيه 17 - 18 .
( 3 ) - نصّ آن در « الجامع الصغير ، ج 2 ص 294 چنين است : « ايّما امرأة وضعت ثيابها فى غير بيت زوجها هتكت ستر ما بينها و بين اللّه عزّ و جلّ » .
( 4 ) - نص حديث عينا در « كشف الخفاء و مزيل الالباس » تأليف مفسّر و محدّث ، شيخ اسماعيل بن محمد العجلونى موجود است . ( چاپ مكتبة القدسى ، مصر 1357 ه )