تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
« إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 1 » ، كه خداى به آنان وعده پاداش نامحدود داده است ، و منظور بيان عظمت پاداش است ، زيرا ثواب به عبارتى عام بيان شده كه ذهنها در تعيين مقدار ثواب متحيّر مىماند . قسم سوم مبالغه ، اظهار كلام به قصد مبالغه در مظهر بيان امرى عظيم‌تر و بزرگتر است ، درحالىكه خبر از آن امر ، مجاز است ، مانند گفتار كسى كه موكب عظيم يا لشكرى موّاج را مىبيند و مىگويد : « جاء الملك نفسه » ( پادشاه خود آمد ) درحالىكه مىداند لشكر ملك آمده است ، و از آن قسم در كتاب عزيز ، آمده است ، قول خداى تعالى :
« وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا »
« 2 » ، پس خداوند به منظور مبالغه ، آمدن آيات عظيمش را به‌منزلهء آمدن ذات خودش - سبحانه - قرار داده است . و مانند قول خداى تعالى :
« وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ »
« 3 » پس خداوند انتقال او را به سبب هلاكت ، از سراى عمل به سراى پاداش ، برابر يافتن و ديدن پاداش‌دهنده ، قرار داده است . قسم چهارم مبالغه ، اظهار شرط ممكن ، در قالب شرط ممتنع است ، تا وقوع مشروط امتناع يابد ، مانند قول خداى تعالى :
« وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ »
« 4 » « 8 » » . قسم پنجم مبالغه آن است كه در حكم حقيقت باشد ، و آن دو قسم است : يكى آنكه مجاز بوده ، و به سبب قرينه منزلت حقيقت يافته است ، مانند قول خداى تعالى :
« يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ
« 5 »
»
، پس كلمه
« يَكادُ »
بر سر اين جمله آن را به حقيقت مبدّل گردانيده ، و از حالت امتناع به حالت امكان درآمده است ، و ديگرى آن است كه به صيغهء افعل التفضيل آمده و بدون قرينه عين حقيقت است ، مانند : قول خداى تعالى :
« أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً
« 6 »
»
. قسم ششم مبالغه ، از راه تشبيه ، صفت مبالغت يافته است ، مانند قول خداى - تعالى - :
« إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ
« 7 »
»
.
هامش
( 1 ) - سورة الزّمر ؛ 39 ، آيه 10 . ( 2 ) - سورة الفجر ؛ 89 ، آيه 22 . ( 3 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 39 . ( 4 ) - سورة الاعراف ؛ 7 ، آيه 40 . ( 8 ) مؤلّف آيه فوق را شاهد مذهب كلامى آورده است . ر ك : همين كتاب ، باب مذهب كلامى ، ص 57 . ( 5 ) - سورة النور ؛ 24 ، آيه 43 . ( 6 ) - سورة الكهف : آيه 34 . ( 7 ) - سورة المرسلات ؛ 77 ، آيات 32 و 33 . « جمالات » بنا بر قرائت ورش از نافع است ، و « جمالة » قرائت حفص است ، و مكتوب در مصحف بر وجه اخير است .
بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 155 | ميرلوحى / ابن أبي الإصبع المصري