تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
اين شرح است كه مىگوييم : بخشش كوثر برابر همهء بخششهاست ، همانا از آن جهت چنان ادّعا مىكنيم كه شكرگزارى به مقدار نعمتهاست ، و همانا پيامبر ( ص ) مأمور شده بود كه در مقابل نعمت كوثر ، همه عبادات بدنى و مالى را به اداى شكر بر آن ، انجام دهد ( و هر بخششى كه شكر بر آن همه عبادات باشد برابر همه بخششهاست ، و همانا از آن جهت گفتيم كه پيامبر به همه عبادات مأمور شده كه حضرتش به نماز و قربانى مأمور شد ، و نماز در بر گيرند ، همه عبادات بدنى است « 2 » ) زيرا جامع ميان قيام و قعود ، و ركوع و سجود ، و قرائت قرآن ، و اذكار ، و سكوت از كلام خارج از نماز ، و تحريم خوردن و نوشيدن ، و لزوم بقاى بر طهارت كامل ، و خضوع و خشوع ، و دعا و تضرّع است ، و آنچه بر روزه‌دار حرام است ، از قبيل خوردن و نوشيدن ، و مقاربت ، و ( نيز ) همه حركات و سكناتى كه خارج از نماز است ، در حال نماز حرام است ، بنابراين نماز دربرگيرنده فضيلت نماز و روزه ، و اعمال برونى و درونى است ، آنگاه پيامبر ( ص ) علاوه بر نماز ، به « نحر » هم مأمور شد ، و مراد از نحر ، يا « حجّ » است كه جامع ميان عبادت بدنى و مالى است ، يا مقصود مطلق نحر مىباشد كه شامل نحر « هدى » در اعمال حجّ ، و نحر براى پذيرايى ميهمانان ، و دلجويى همسايگان ، و اطعام در هنگام سختيها مىشود ، بنابراين آشكار شد كه خداى - سبحانه - پيامبرش ( ص ) را به سبب اداى شكر بخشش كوثر ، به همه عبادات امر فرموده است ، و آن دلالت دارد بر اينكه بخشش كوثر برابر همه بخششهاست . و از آن جهت اين بخشش ، داراى اين امتياز است كه پيامبر ( ص ) به سبب آن بر همه پيامبران - صلوات اللّه عليهم - برترى و افتخار يافته است ؛ زيرا امّتها از پيامبرانشان خواستار شفاعت مىشوند ، تا در حالت عطش اكبر ، سيراب شوند ، و پيامبران - طبق آنچه از قولشان در حديث صحيح و مشهور شفاعت نقل شده - از شفاعت عذرخواهى مىكنند ، و سرانجام ، امّتها كسى را كه شفاعتشان كند ، و سيرابشان گرداند ، جز پيامبر ما محمّد ( ص ) « 1 » نمىيابند ، و به همين جهت او را در آن روز بر همه پيامبران برترى است . پس بنگر كه اين دو آيه ، با وجود كوتاهى و اختصار ، متضمّن اشارتى است كه با الفاظ كمش ، دلالت بر معانيى دارد كه اگر آن معانى با الفاظ خودشان بيان مىشد ، طومارها را پر
هامش
( 2 ) عبارت متن ترجمه ميان دو كمان ، چنين است : « و كلّ عطيّة كان الشكر عليها جميع العبادات [ لانّه صلى الله عليه و سلّم أمر بالصّلاة و النحر ، و الصلاة جامعة لجميع العبادات ] فهى تعدل جميع العطيّات ، و انّما قلنا ذلك لانّ المأمور به جميع العبادات . . . » و همان‌طوركه ملاحظه مىشود ، براى صحّت معنى لازم است عبارتى كه ميان دو قلاب قرار گرفته ، پس از آخرين قسمت واقع شود ، و بدون اين تقديم و تأخير عبارت متن مشوش و نامفهوم است ، و قطعا در كتابت متن اشتباه واقع شده است ، لذا عبارت متن منقول با تأخير قسمت ميان دو قلاب ترجمه شد . ( 1 ) - متن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 302 ، چاپ مصر سال 1313 ه .