تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بديع القرآن ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
« وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ
« 3 »
»
است .

باب طباق « 1 »

طباق « 2 » بر دو نوع است : حقيقى و مجازى ، و هريك از آن دو قسم دو نوع است : لفظى و معنوى . طباقى كه با الفاظ معناى حقيقى باشد ، نام طباق را بر آن باقى گذاشته‌اند ، و طباقى كه همه يا برخى از الفاظ آن الفاظ معناى مجازى است ؛ در صورتى كه آن اضداد ، ( صفت ) براى يك موصوف باشد « تكافؤ » ناميده‌اند ، ولى اگر دو صفت يا اوصاف متضادّ براى دو موصوف باشد و الفاظ متضمّن معناى حقيقى باشد ؛ در اين صورت ، اگر كلام جامع بين دو ضدّ مفرد باشد ، پس آن جمع ، طباق است ، و اگر اضداد چهار به بالاتر باشد ، آن جمع ، مقابله است ، بنابراين فرق ميان طباق و مقابله از دو جهت است : اوّل اينكه نام طباق جز با جمع دو ضدّ مفرد محقّق نمىشود دوم اينكه مقابله با جمع اضداد و غير آن صورت مىپذيرد .
هامش
( 3 ) ظاهرا نقل اين آيه ( آيه سوم سورة الكافرون ) در اين مورد تحريف است ، و بجاى آن مىبايست آيه دوم« لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ »نقل شده باشد ، زيرا اين آيه است كه از نظر لازم معنى با لازم معناى آيه اوّل سوره مذكور ، جناس معنوى را تشكيل مىدهد ، امّا آيه سوّم كه در متن آمده ، لازم معنايش عين آيه اوّل است ، و شايد مصحّح ، يا كاتب در نقل آيه وارد در متن دچار اشتباه شده باشد ، و آيه سوم را بجاى آيه دوم نقل كرده باشد ، مؤيّد اين احتمال اين است كه در پاورقى ، شماره آيه دوم ثبت شده است . ( 1 ) - منابع بحث اين باب : العمدة ، ج 2 ، ص 5 ، و قواعد الشعر تأليف ثعلب ، ص 56 ، و بديع ابن المعتز ، ص 47 ، و نقد الشعر ، تحت عنوان التكافؤ ص 15 ، و جواهر الالفاظ ، ص 7 ، و الوساطة ، ص 44 ، و الصناعتين ص 307 ، و سر الفصاحة ، ص 188 ، و اسرار البلاغة ، ص 14 ، و بديع ابن منقذ ، تحت عنوان التطبيق ، ص 18 ، و البيان فى علم البيان ، ص 125 و الموازنة تأليف الآمدى ، ص 256 ، 69 ، و روضة الفصاحة ، ص 36 ، و المفتاح ، ص 245 ، و المثل السائر ، تحت عنوان : التناسب بين المعانى ، 429 ، و الايضاح ، ج 6 ، ص 6 ، و خزانة الادب تألف ابن حجه ، ص 69 ، و نهاية الارب ، ج 7 ص 98 ، و حسن التوسّل ص 49 ، و الطراز ، ج 2 ص 377 . ( 2 ) - طباق ، موسوم به مطابقه ، تطبيق ، تضادّ و تكافؤ است ، و آن جمع ميان دو معنى متضادّ است ، يعنى دو معنيى كه اجمالا تقابل دارند ، و ميان معنى لغوى و اصطلاحى تضادّ مناسبتى نيست ( مؤلف در كتاب « تحرير » ( ص 111 ) معنى طباق را از « طابق البعير فى مشيه » دانسته ، و مىگويد : چون علماى بيان ديدند شتر پايش را جاى دستش مىنهد ، و پا و دست متضادّ است ، بنابراين نيكو يافتند كه سخن جامع دو ضدّ « مطابق » ناميده شود . ) ، زيرا طباق در لغت به معنى موافقت است ، گفته مىشود : « طابقت بين الشيئين » و آن وقتى است كه يكى از آن دو چيز را مساوى ديگرى قرار دهى ، همان‌طوركه گفته مىشود : طابق الفرس فى جريه » . ابن اثير در « المثل السائر » اظهار تعجب مىكند ، زيرا نمىداند اين نام از كجا مشتق شده ؛ زيرا مناسبتى ميان اسم و مسمّى وجود ندارد ، و قدامه آن را تكافؤ مىنامد ، و به عقيده وى تكافؤ ، اجتماع دو معنى در لفظ مكرّر است ، مانند :و اقطع الموجل مستأنسا * بهوجل عيرانة عنتريس