ذيل صفحهها مورد اشاره قرار دادم .
3 - هيچ تفسيرى و روايتى در مورد بيت شعرى نبود كه رها كنم ، بلكه آن را مورد توجه قرار دادم ، و به مراجعى كه آن تفسير يا روايت در آن آمده بود ، و يا از آن نقل كرده بودم اشاره نمودم ، همان گونه كه تفسير هيچ لفظ غريب كه در بيتى از ابيات آمده بود ترك نكردم مگر آنكه براى يافتن آن به مراجع احتمالى رجوع نمودم ، چنان كه هر شعرى كه در اين كتاب وارد شده به سرايندهاش نسبت دادم ، و وجوه مختلف روايت آن را در تمام منابعى كه شعر را از آن منابع آوردهام ، گزارش كردم ، و گاهى مؤلّف يك بيت و يا ابياتى را به غير سرايندگان آنها نسبت مىدهد ، و من به اندازه تواناييم وجه صحيح را به ثبت رسانيدم « 1 » .
4 - همانا هر نوع از انواع بديعى را به مرجعى كه در آن آمده منسوب گردانيدم و آن را به منزله فهرست منابع براى آن نوع قرار دادم ، و شماره جلد آن مرجع و صفحه را بيان داشتم تا راه پژوهش براى پژوهشگر وقتى بخواهد مطلبى را درباره نوعى از انواع بديع بداند ، آسان باشد ، و كتابهاى مراجعى كه همه از يك نوع بديع بحث كردهاند در صورتى كه مرجع متأخر ، در آن نوع چيزى بر مرجع متقدّم نيفزوده باشد ، كنار گذاشتم .
5 - چنانكه هر آيه از آيات قرآن كريم را كه مؤلّف براى نوعى از انواع بديعى به آن استشهاد كرده ، به سورهاش با ذكر شماره آيه ، ارجاع دادم ، همانطوركه گاهى در ترتيب آيه دقت نمىكند ، و بر او اشتباه مىشود و آيه را مقدّم يا مؤخر مىآورد ، و من حقّ را برجاى خود قرار مىدهم ، و آيه را چنانكه در محل خود در قرآن كريم وارد شده ، تصحيح مىكنم « 2 » .
و گاهى آيهاى از آيات قرآنى كه شاهد آورده شده و بدون آن معنى كامل نمىگردد ، از نسخه اصل افتاده ، درحالىكه در نسخه ديگرى جز نسخه اصل وارد شده است . پس من نسخه اصل را با آن آيه كامل مىكنم ، و براى اينكه نصّ را واضح و دستنخورده وارد سازم ، در حاشيه آن مطلب را مورد اشاره قرار مىدهم « 3 » .
همان گونه كه حديثهاى نبوى اين كتاب را ( به راوى آنها ) نسبت مىدهم و به مراجعى كه در آن وارد شده است ، اشاره مىكنم .
6 - و همانا به مقابله نصوص كتاب با يكديگر اقدام نمودم ، نسخه اصل را متن كتاب قرار
هامش
( 1 ) - نگاه كن به : بديع القرآن ، باب الافتنان ، در جاى سخن او بر قول شاعر : « احبّك يا ظلوم و أنت منّى . »
( 2 ) - نگاه كن به : بديع القرآن ، باب الايضاح ، آيه 61 از سورة النّور .
( 3 ) - نگاه كن به : بديع القرآن ، باب الايضاح ، آيه 27 از سورة ال عمران .