مفيد است و در بنادرها مىارزد و نيز در قرابادين اسكندريه مذكور يافته است ديگر موى سر بيمار بسوزند و رماد سازند به سركه آميخته اندرون پره بينى ضماد سازند بيمار از مرض نجات يابد و هوشيار شود آن نمك نوشادر ؟ ؟ ؟ مدار در پره بينى انداختن ندارد و استعمال آن بوئيدن است كه بويش بسيار دور مىرسد و تند و تيز است و فى الفور روح بيمار حاضر و هوشيار سازد
[ معالجه نزول الماء ]
كاته راست يعنى نزول الماء معالجه او بدين عنوان است آب باديان تازه نيم رطل گل بستانافروز كه بهندى خيرو نامند و ماميران چينى از هر كدام دو درم سنگ بصرى بگلاب سائيده و صبر سقوطرى از هركدام شش درم همه را در قرع انبيق شيشه كرده مقطر سازند عرقى كه برآيد از ان چند قطره در چشم اندازند و بشويند وقت صبح و وقت عصر قبل از طعام شب تدبير ديگر يك عدد بيضه مرغ آب انداخته بپزند و آب برآورده صاف سازند و زرديش دور كرده در سفيدى اين دوا پر سازند و از زهره خروس و نبات باريك سائيده بقدرى گلاب آميخته در سفيدى تخممرغ پر سازند و از ريسمان بسته در كاسه چينى پر سازند و آن كاسه را يك شب به شبنم گذارند آب زلال جمع شده باشد در شيشه ديگر بريزند آن آب بر چشم نزول الماء چند قطره باندازند بيك روز چهار مرتبه باندازند و چند روز استعمال سازند ديگر زعفران باريك سائيده در يك رطل آب بجوشانند و بخارات آن در چشم گيرند بروز دو مرتبه تا سه مرتبه وقتى كه بخارات آب بگيرند چشم بوجهه احسن روشن شود تدبير ديگر بچه ده ساله مذكر باشد وقت صبح دهن نشويد چند دانه حب الغار و دو درم باديان مضغ سازد بخار او به چشم بيمار نزول الماء كه موتيهبند نامند برسانند بيك روز سه مرتبه زائل نمودن آب چشم كه نزول شده باشد و مانع رطوبتى كه از دماغ در