يا آنكه در آب شيرين نمك انداخته شور ساخته لحم را و يا ماهى را درو انداخته بخيسانند چند ساعت كه همه شوريت از لحم و يا ماهى منتقل شود و به آب آيد غرض كه در آب شيرين شوريت كما حقه نمىرسد آنقدر شوريت در آب شيرين مىرسد كه ذائقه شيرينى او تبديل سازد و در آب شور كه جنس اوست همه شوريت بهم مىسازد اما آب بافراط باشد بضد اين اگر آب كم بود گوشت شوريت آب بكشد
[ معالجه گوشت متزاد در جراحت يا در ناسور ]
كارنى كرسيد يعنى گوشت مستزاد در جراحتهاى يا در ناسور روئيدگى كرده باشد به جهت قطع نمودن آن گوشت مستزاده تدبيريست كه اين قسم ادويات بفنون ما مردم ادويات اكاله مىنامند ص بسباسه و زراوند مدحرج و پيه ماكيان مساوى الوزن كوفته باريك سازند و بر گوشت كه متزاد است بسرشند گوشت مستزاد قطع و برابر شود و اكثر بر جراحت عسل ضماد ساخته بالاى او اين سفوف پاشند
[ معالجه لكه چشم ]
كارنى كانون يعنى لكّه چشم زائل نمودن آن لكّه تدبيريست استخوان سر آدمى بگلاب بسايند و در چشم كنند تا چهل روز آن لكّه را بتراشد و زائل كند
[ معالجه سبات ]
كارد نيز مدرهم مىنامند يعنى سبات علاج اوست سبات مراد از خواب طويل است كه تشخيص ديگر امراضها كه از قسم باشد بوجهه احسن در قانون اسكندريه گفته شده است و درين مراد از تشخيصات ندارد اما معالجات است پس بيمار سبات را بخورانند قرص شحم حنظل به وزن بيست و دو گندم يا چهل و چهار گندم در شش توله آب بعرصه دو ساعت قرص مذكور بخيسانند و بپارچه سفت صاف سازند و بنوشند و اسهال سازند اگر مواد زياده بر بيمار بيند بعد از فاصله دو روز همون قرص بهمونطور بخورانند و اسهال سازند كه خواب طويل زائل شود ديگر زائل نمودن خواب طويل و سبات در پره بينى صاحب امراض انداختن يكان قطره از روغن ؟ ؟ ؟
كه سبات زائل شود و هشيار گردد ديگر انداختن در پره بينى يكان دو قطره از نمك نوشادر