البيان الذي خضعت له الرقاب وكلّت دونه الألسن الفصاح ؟
وما أخذوه عليه أنّه كان يقف على قين بمكّة من أهل الروم كان يعمل السيوف ويبيعها ، فأنزل اللَّه سبحانه :
« وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ »
. « 1 » وما قالوا عليه أنّه يتعلّم بعض ما يتعلّم من سلمان الفارسيّ وهو من علماء الفرس عالم بالمذاهب والأديان ، مع أنّ سلمان إنّما آمن به في المدينة ، وقد نزل أكثر القرآن بمكّة وفيها من جميع المعارف الكلّيّة والقصص ما نزلت منها بمدينة بل أزيد ، فما الذي زاده إيمان سلمان وصحابته ؟
على أنّ من قرأ العهدَين وتأمّل ما فيهما ثمّ رجع إلى ما قصّه القرآن من تواريخ الأنبياء السالفين وأممهم رأى أنّ التاريخ غير التاريخ والقصّة غير القصّة ،
شرح
گردنها در برابر آن فرود آمده وزبانهاى فصيح وسخنور در مقابلش لآل شده است ، از چه كسى گرفته شده است ؟
ايراد ديگرى كه به پيامبر گرفتند اين است كه گفتند آن حضرت پيش آهنگرى در مكّه كه أهل روم بود وشمشير مىساخت ومىفروخت ، رفت وآمد مىكرده است وخداوند سبحان در همين باره اين آية را فرو فرستاد : « وما مىدانيم كه مىگويند : جز اين نيست كه آن را بشرى تعليم مىدهد . [ حال آنكه ] زبان كسى كه [ اين كار را ] به أو نسبت مىدهند غير عربى است واين قرآن به زبان عربى روشن است » .
تهمت ديگرى كه به پيامبر زدند اين بود كه وى پارهاى مطالب خود را از سلمان فارسي فرا مىگيرد ؛ زيرا سلمان از دانشمندان إيران بود ونسبت به مذاهب وأديان آگاهى داشت . در حالي كه سلمان در مدينه به پيامبر ايمان آورد وبيشتر قرآن در مكّه نازل شد وكليهء معارف واخبارى كه در سورههاى مدنى وجود دارد وبلكه بيشتر از آن ، در سورههاى مكّى نيز هست . بنابراين ، سلمان وديگر أصحاب چه مطلب تازهاى را آوردند ؟ !
وانگهى ، كسى كه عهدين ( تورات وإنجيل ) را مطالعه ودر آنها دقّت كند وسپس به آنچه از سرگذشت پيامبران گذشته وامّتهاى آنان كه قرآن بازگو كرده است مراجعه نمايد ، خواهد ديد كه ميان سرگذشتهاى پيامبران وداستانهاى تورات وإنجيل با آنچه در اين زمينه در قرآن آمده است تفاوت بسيارى
هامش
( 1 ) . النحل : 103 .