إنّ معي ربّي سيهدين . فامر بأن يضرب بعصاه البحر فانفلق الماء فجاوزوا البحر ، وأتبعهم فرعون وجنوده حتّى إذا ادّاركوا فيها جميعاً أطبق اللَّه عليهم الماء فأغرقهم عن آخرهم .
ولمّا أنجاهم اللَّه من فرعون وجنوده وأخرجهم إلَى البرّ ولا ماء فيه ولا كلأ أكرمهم اللَّه فأنزل اللَّه عليهم المنّ والسّلوى ، وامر موسى فضرب بعصاه الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كلّ أناس مشربهم ، فشربوا منها وأكلوا منهما وظلّلهم الغمام .
ثمّ واعد اللَّه موسى أربعين ليلةً لنزول التوراة بجبل الطور ، فاختار قومه سبعين رجلًا ليسمعوا تكليمه تعالى إيّاه ، فسمعوا ثمّ قالوا : لن نؤمن لك حتّى نرَى اللَّه جهرةً ، فأخذتهم الصاعقة وهم ينظرون ، ثمّ أحياهم اللَّه بدعوة موسى ، ولمّا تمّ الميقات أنزل اللَّه عليه التوراة وأخبره أنّ السامريّ قد أضلّ قومه بعده فعبدوا العجل .
فرجع موسى إلى قومه غضبان أسفاً ،
شرح
راهنماييم مىكند . پس ، فرمان آمد كه با عصايش به دريا بزند وهمين كه زد آب شكافته شد وبنىاسرائيل از دريا گذشتند وفرعون وسپاهيانش به دنبال آنان وارد دريا شدند ووقتي همگى وارد شدند ، خداوند آب را از هر طرف سر به هم آورد وهمهء فرعونيان را غرق كرد .
پس از آنكه خداوند بنىاسرائيل را از دست فرعون وسپاهيانش نجات داد وآنان را به خشكى رساند ، كه در آن نه آبى بود ونه علفى ، خداوند آنان را مورد لطف وكرامت خويش قرار داد وگزانگبين وبلدرچين برايشان نازل كرد وموسى فرمان يافت وعصايش را به سنگ زد ودوازده چشمه از آن جوشيد وهريك از تيرههاى بنىاسرائيل به دنبال آبشخور خود رفت واز آن چشمهها نوشيدند واز گزانگبين وبلدرچين خوردند وابر بر سرشان سايه افكند .
آن گاه خداوند با موسى وعده گذاشت كه چهل شب به كوه طور برود ، تا تورات بر أو نازل شود . موسى از ميان قوم خود هفتاد مرد انتخاب كرد تا سخن گفتن خداى متعال را با أو بشنوند . آن هفتاد نفر مكالمهء خدا با موسى را شنيدند ، امّا گفتند : تا خدا را آشكارا نبينيم هرگز به تو ايمان نمىآوريم . ناگاه صاعقه آنان را در حالي كهمىنگريستند ، فروگرفت ، ليكن خداوند با دعاى موسى ايشان را زنده كرد وچون ميقات ( آن چهل شب مقرّر ) تمام شد ، خداوند تورات را بر موسى نازل فرمود وبه أو خبر داد كه بعد از آمدن وى ، سامرى قومش را گمراه كرده وگوساله پرست شدهاند .