2 - قصص موسى عليه السلام في القرآن :
هو عليه السلام أكثر الأنبياء ذكراً في القرآن الكريم ، فقد ذكر اسمه - على ماعدّوه - في مائةٍ وستّةٍ وستّين موضعاً من كلامه تعالى ، وأشير إلى قصّته إجمالًا أو تفصيلًا في أربعٍ وثلاثين سورةً من سور القرآن .
وقد اختصّ من بين الأنبياء بكثرة المعجزات ، وقد ذكر في القرآن شيءٌ كثيرٌ من معجزاته الباهرة كصيرورة عصاه ثعباناً ، واليد البيضاء ، والطوفان ، والجراد ، والقمّل ، والضفادع ، والدم ، وفلق البحر ، وإنزال المنّ والسّلوى ، وانبجاس العيون من الحجر بضرب العصا ، وإحياء الموتى ، ورفع الطّور فوق القوم ، وغير ذلك .
وقد ورد في كلامه تعالى طرَف من قصصه عليه السلام من دون استيفائها في كلّ مادقّ وجلّ ، بل بالاقتصار على فصول منها يهمّ ذكرها لغرض الهداية والإرشاد ، على ما هو دأب القرآن الكريم في الإشارة إلى قصص الأنبياء وأممهم .
وهذه الفصول التي فيها كلّيّات قصصه
شرح
2 - داستانهاى موسى عليه السلام در قرآن :
در قرآن كريم نام موسى عليه السلام بيش از هر پيامبر ديگرى آمده است وبه طورى كه شمردهاند ، در 166 جاى آن از وى ياد شده ودر 36 سوره از سورههاى قرآن به ماجراهاى آن حضرت به اجمال يا تفصيل اشاره شده است .
موسى عليه السلام از همهء پيامبران بيشتر معجزه دارد ودر قرآن كريم مقدار زيادى از معجزات درخشان أو ياد شده است ؛ مانند تبديل شدن عصايش به اژدها ، يد بيضاء ، طوفان ، هجوم ملخها وشپش وقورباغه وخون ، شكافتن دريا وفرو فرستادن گزانگبين وبلدرچين ، جوشيدن چشمهها از سنگ با زدن عصا بر آن ، زنده كردن مردگان ، بلند كردن كوه طور بر فراز سر مردم وجز اينها .
در كلام خداوند متعال گوشههايى از داستانهاى موسى عليه السلام آمده ، وليكن تمامى جزئيات ودقايق آنها را ذكر نكرده است .
بلكه ، همچنان كه روش قرآن كريم در اشاره به داستانهاى پيامبران وامّتهاى آنان مىباشد ، به بخشهايى از آنها كه ياد كردشان در جهت هدف هدايت وارشاد مردم اهميت دارد ، بسنده كرده است .
اين بخشها كه شامل كليّاتى از داستانهاى موسى مىباشد ، عبارتند از اين كه وى در مصر در يك خانوادهء اسرائيلى ديده به جهان گشود وتولد أو در زماني بود كه به دستور فرعون نوزادان پسر بنىاسرائيل را سر مىبريدند . مادر موسى أو را در صندوقى نهاد وآن را در نيل انداخت وفرعون أو را گرفت
و