2 - عاقبة أمرهم :
لم يَزَل لوط عليه السلام يدعوهم إلى سبيل اللَّه وملازمة سنّة الفطرة وترك الفحشاء وهم يصرّون على عمل الخبائث ، حتَّى استقرّ بهم الطغيان وحقّت عليهم كلمة العذاب ، فبعث اللَّه رسلًا من الملائكة المكرّمين لإهلاكهم ، فنزلوا أوّلًا على إبراهيم عليه السلام وأخبروه بما أمرهم اللَّه به من إهلاك قوم لوط ، فجادلهم إبراهيم عليه السلام لعلّه يردّ بذلك عنهم العذاب ، وذكّرهم بأنّ فيهم لوطاً ، فردّوا عليه بأنّهم أعلم بموقع لوط وأهله ، وأ نّه قد جاء أمر اللَّه وأنّ القوم آتيهم عذاب غير مردود ( العنكبوت : 32 ، هود :
76 » .
فمضَوا إلى لوط في صُوَرِ غِلمان مُرد ودخلوا عليه ضيفاً ، فشقّ ذلك على لوط وضاق بهم ذرعاً ؛ لِما كان يعلم من قومه أنّهم سيتعرّضون لهم وأ نّهم غير تاركيهم البتّة ، فلم يلبث دون أن سمع القوم بذلك وأقبلوا يُهرَعون إليه وهم يستبشرون ، وهجموا على داره ، فخرج إليهم وبالغ فيوعظهم واستثارة فُتوّتهم ورشدهم
شرح
2 - فرجام كار قوم لوط :
لوط عليه السلام پيوسته مردم را به راه خدا وپيروى از قانون فطرت وكنار گذاشتن فحشا دعوت مىكرد . اما آنان همچنان به كار كثيف خود ادامه مىدادند ، تا جايى كه طغيان ونافرمانى در جانشان نشست وسزاوار عذاب شدند . در اين هنگام ، خداوند مأمورانى از فرشتگان گرامى خود را براي هلاك كردن آنها فرستاد .
فرشتگان ابتدأ نزد إبراهيم رفتند ومأموريت خود را براي نابود كردن قوم لوط به أو خبر دادند . إبراهيم با آنان بحث وگفت وگو كرد تا شايد بدين وسيله عذاب را از آنان باز گرداند .
أو به فرشتگان گفت كه لوط در ميان آن مردم به سر مىبرد ، امّا فرشتگان در پاسخ أو گفتند كه آنها موقعيت لوط وخاندانش را بهتر مىدانند وفرمان خدا رسيده وعذابي برگشتناپذير به سراغ آن مردم خواهد آمد ( عنكبوت : 32 ، هود : 76 ) .
فرشتگان سپس به صورت پسركانى نورسته پيش لوط رفتند وبه عنوان ميهمان بر أو وارد شدند . اين جريان بر لوط گران آمد واز كار آنان درمانده شد ؛ چون مىدانست كه قومش به زودى متعرض آنان خواهند شد وهرگز از آنان دست بر نخواهند داشت . چندى نگذشت كه مردم جريان را شنيدند وبا شتاب وخوشحالى بهسوى لوط آمدند وبه خانهاش هجوم بردند . لوط عليه السلام از خانهاش بيرون آمد وتا جايى كه توانست نصيحتشان كرد وسعى نمود غيرت ومردانگى آنها را برانگيزد
و