التكوير اللفّ على طريق الإدارة كلفّ العمامة علَى الرأس ، ولعلّ المراد بتكوير الشمس انظلام جرمها على نحو الإحاطة استعارةً .
قوله تعالى :
« وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ »
انكدار الطائر من الهواء انقضاضه نحو الأرض ، وعليه فالمراد سقوط النجوم كما يفيده قوله :
« وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
« 1 » ، ويمكن أن يكون من الانكدار بمعنى التغيّر وقبول الكدورة ، فيكون المراد به ذَهاب ضوئها . « 2 »
قوله تعالى :
« وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ »
أي تفرّقت بتركها مواضعها التي ركزت فيها ، شُبّهت الكواكب بلآلي منظومة قُطِع سلكها فانتثرت وتفرّقت . « 3 »
2939 . انشِقاقُ السَّماءِ
الكتاب :
« يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً » .
« 4 »
شرح
تكوير ، به معناى پيچيدن است از طريق چرخاندن آن ؛ مانند پيچيدن دستار بر سر ، شايد مراد از تكوير خورشيد ، تاريك شدن جِرمِ آن از طريق احاطه باشد كه در اين صورت استعاره است .
آيهء « وآن گاه كه ستارگان تاريك شوند ( فرو ريزند ) » . انكِدار پرنده از هوا ، به معناى فرو افتادن آن به زمين است ، بنابر اين معنا ، مراد از انكدارِ نجوم فرو افتادن ستارگان است ؛ چنان كه آيهء « وآن گاه كه ستارگان پراكنده شوند » نيز مفيد همين معناست . امكان هم دارد كه انكدار به معناى تغيير يافتن وكدِر وتيره وتار شدن باشد ، كه در اين صورت مراد بىفروغ شدن آنهاست .
آيهء « وآن گاه كه ستارگان پراكنده شوند » به اين معناست ، كه از جايگاه خود پراكنده شوند . در اين آية ستارگان به مرواريدهايى تشبيه شده كه به رشته نخى كشيده شدهاند وبا پاره شدن رشته نخ ، دانههاى مرواريد پراكنده مىشوند .
2939 . شكافته شدن آسمان
قرآن : « روزى كه آسمان سخت بچرخد » .هامش
( 1 ) . الانفطار : 2 .
( 2 ) . الميزان في تفسير القرآن : 20 / 213 .
( 3 ) . الميزان في تفسير القرآن : 20 / 223 .
( 4 ) . الطور : 9 .