الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ
قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » .
« 1 »
« وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » .
« 2 »
« وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ » .
« 3 »
« أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ * بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ » .
« 4 »
« حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ * وَقالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » .
« 5 »
« وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ » .
« 6 »
الحديث :
14563 الإمامُ الصّادقُ عليه السلام - وقَد قالَ لَهُ الزِّنديقُ :
شرح
گردانيم . بنگر كه اين استخوانها را چگونه به هم مىپيونديم وسپس گوشت بر آنها مىپوشانيم . چون قدرت خدا بر أو آشكار شد گفت : مىدانم كه خدا بر هر كارى تواناست » .
« وآن گاه كه إبراهيم گفت : پروردگار من ! نشانم ده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى . گفت : مگر ايمان نياوردهاى ؟ گفت : چرا ، اما مىخواهم كه دلم آرام گيرد . گفت : چهار پرنده برگير وگوشت آنها را به هم بياميز . سپس هر جزئي از آنها را بر كوهى بنه . پس آنها را صدا بزن شتابان نزد تو مىآيند وبدان كه خدا مقتدر وحكيم است » .
« در حالي كه آفرينش خود را از ياده برده بود ، براي ما مثلي زد وگفت : چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ؟ بگو : همان كسى كه اولين بار آنها را بيافريد ، زندهشان مىكند وأو به هر آفرينشى داناست » .
« آيا انسان مىپندارد كه ما استخوانهايش را هرگز گرد نخواهيم آورد ؟ آرى ، ما مىتوانيم كه [ حتى خطوط ] سر انگشتانش را موزون ومرتب كنيم » .
« [ أهل دوزخ ] چون به كنار آتش آيند گوش وچشمها وپوستهايشان به كارهايى كه مىكردهاند بر ضدشان گواهى دهند . به پوستهاى خود گويند : چرا بر ضد ما گواهى داديد ؟ گويند : آن خدايى كه هر چيزى را به سخن مىآورد وشما را نخستين بار بيافريد وبه أو بازگشت مىكنيد ، ما را به سخن آورده است » .
« وهمانا قيامت آمدنى است ، شكّى در آن نيست وهمانا خداوند كساني را كه در گورهايند برمىانگيزد » .
حديث :
14563 امام صادق عليه السلام - در پاسخ به زنديقى كه
هامش
( 1 ) . البقرة : 259 .
( 2 ) . البقرة : 260 .
( 3 ) . يس : 78 ، 79 .
( 4 ) . القيامة : 3 ، 4 .
( 5 ) . فصّلت : 20 ، 21 .
( 6 ) . الحجّ : 7 .