تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الحكمة — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
وفيه عنه عليه السلام قالَ : غايَةُ المَعرِفَةِ أن يَعرِفَ المَرءُ نَفسَهُ . أقول : وقد تقدّم وجه كونها غايةَ المعرفة ؛ فإنّها المعرفة حقيقة . وفيه عنه عليه السلام قالَ : كَيفَ يَعرِفُ غَيرَهُ مَن يَجهَلُ نَفسَهُ ؟ ! وفيه عنه عليه السلام قالَ : كَفى بِالمَرءِ مَعرِفَةً أن يَعرِفَ نَفسَهُ ، وكَفى بِالمَرءِ جَهلًا أن يَجهَلَ نَفسَهُ . وفيه عنه عليه السلام قالَ : مَن عَرَفَ نَفسَهُ تَجَرَّدَ . أقول : أي تجرّد عن علائق الدنيا ، أوتجرّد عن الناس بالاعتزال عنهم ، أو تجرّد عن كلّ شيء بالإخلاص للَّه . وفيه عنه عليه السلام قالَ : مَن عَرَفَ نَفسَهُ جاهَدَها ، ومَن جَهِلَ نَفسَهُ أهمَلَها . وفيه عنه عليه السلام قالَ : مَن عَرَفَ نَفسَهُ جَلَّ أمرُهُ . وفيه عنه عليه السلام قالَ : مَن عَرَفَ نَفسَهُ كانَ لِغَيرِهِ أعرَفَ ، ومَن جَهِلَ نَفسَهُ كانَ بِغَيرِهِ أجهَلَ .
شرح
نيز در همان جا نقل شده كه فرمود : كمال ومنتها درجهء شناخت ، اين است كه آدمي خود را بشناسد . پيش از اين گفتيم كه علت آن كه اين شناخت ، غايت ومنتها درجهء شناخت مىباشد اين است كه معرفت حقيقي همين نوع معرفت است . ونيز در همان كتاب ، از ايشان نقل است كه فرمود : كسى كه خود را نمىشناسد ، چگونه ديگران را بشناسد ؟ همينطور در آن كتاب نقل است كه فرمود : همين معرفت براي انسان بس است كه به خود معرفت پيدا كند وهمين ناداني براي وى كافي است كه خود را نشناسد . همچنين در آن كتاب روايت است كه فرمود : هر كس خود را بشناسد ، رها مىشود . مىگويم : يعنى از دلبستگىهاى دنيايى رها مىشود ، يا از مردم با كناره‌گيرى از آنها رها مىشود يا از هر چيز ديگرى با اخلاص ورزى براي خداوند . نيز از همان كتاب است كه فرموده است : هر كس خود را شناخت با آن به جهاد بر مىخيزد وهر كس خود را نشناخت ، آن را وا مىنهد . همينطور در آن كتاب از ايشان روايت شده كه فرمود : هر كس خود را شناخت كأرش ارزشمند گردد . نيز در همان روايت شده كه فرمود : هر كس خود شناس شود ، براي ديگرشناسى داناتر مىشود وهر كس خود را نشناسد ، بر شناخت ديگران ناتوان‌تر است .
ميزان الحكمة — صفحة 177 | محمد الريشهري