ايشان را داشت .
طايفهء زند اگرچه بسيار نيست ، و شعبهاى است از لك ، لاكن در ميان ساير قبايل اعتبارى عظيم و امتيازى خاص دارند .
بعضى برآنند كه اين طايفه را زند بهجهت آن خوانند كه زردشت محافظت كتاب زند و اوستا را به ايشان محول كرده بود . كريمخان قبيلهء خود را به مدد خويش خوانده ، ايشان را بر اتفاق و اتحاد و تحمل مشاق ترغيب كرد و گفت كه :
عدد « 1 » و عدد و شهامت و رشادت و نسب ايشان كه از سلسلهء بهادران قديم ايران است و ، رعايت نام و ننگ ، اقتضاى آن دارد كه بكوشند تا رقبه از ربقهء بندگى ديگران كشيده ، پاى خداوندى بر گردن حريفان گذارند و از زيردستى به زبردستى كه به همه جهت حق ايشان است ، گرايند .
اهالى شهرهاى معظم مملكت هم از اول بهجهت اعتمادى كه بر عدل و انصاف وى داشتند مايل به كريمخان بودند . اعراب فريفتهء مردانگى و بىتكلفى وى بودند ، حتى دشمنان را نيز بر راستى قول و همت و جوانمردى طبيعى و مروت جبلى او اعتماد و وثوقى تمام بود .
بعد از فوت على مردان خان ، دو دشمن قوى بودند كه باوجود ايشان كار بر كريمخان قرار نمىگرفت ، يكى آزاد خان افغان و ، ديگرى محمد على خان « 2 » قجر ، آزادخان در آن وقت بر آذربايجان مستولى بود . و در جنگ اول كه نزديك قزوين ما بين آزادخان و كريمخان واقع شد ، شكست بر كريمخان افتاده به نوعى كه مجبور شده اصفهان و شيراز را نيز گذاشته به جانب كوهستان كوهكيلويه گريخت .
منقول است كه ، چون شكستها بر وى رسيد ، و جمعى از عساكرش بدين سبب قطع طمع كرده روگردان شدند ، خيال كرد كه به هندوستان رفته بقيهء عمر را
هامش
( 1 ) - عدد به كسر اول و فتح دوم ، پيدا شدن اثر زهر در سالى ، و آواز و كمان ، و نگه داشتن شعار . و به فتحتين ، شمار و شمرده شده ( ح )
( 2 ) - همچو مىدانم غلط كاتب است ، گويا منظور محمد حسن خان باشد ( حاشيه ) .