تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
جيحون گرفته تا سواحل بحر خزر مىرود . البرز امير آن ملك مكرر اطراف بلاد ايران را عرضهء نهب و غارت ساخته بود . و چون خبر توجه نادر را بدان صوب شنيد ، به حصانت قلعه و حصافت عقل خود معتمد و مغرور گشته پاى مقاومت بر زمين مخالفت افشرد . پادشاه بخارا چندكس به دو فرستاده او را به اطاعت و انقياد نادر نصيحت كرد ، و آن تبه روزگار نه‌تنها پند دوستانهء او را خار شمرد ، بلكه فرستادگان او را به قتل رسانيد . اين حركت كه بر خلاف جميع قوانين است ، موجب اشتعال نايرهء غضب پادشاه ايران گشته ، بعد از آنكه لشكر وى را شكست ، وى را اسير كرده با بيست نفر از امراى بزرگ او به قتل رسانيد و ؛ ممالك او را به طاهر خان ، كه بنابر قول ميرزا مهدى ، نوادهء ولى محمد خان چنگيزى و ، با سلاطين توران بنى عم بود ، بخشيد . و در زمستان همين سال كه هزار و صد و پنجاه و سه هجرى بود ، به جانب كلات رفت . هم از اوايل عمر نادر را به كلات تعلقى تام بود ، و به خيال اينكه آخر عمر را در آنجا به سر برد ، حكم كرده بود كه استحكامات آن را تعمير و اصلاح كنند و سرائى به جهت مقام خود در آن بسازند و ، آب انبارها و بركها و تالابها به جهت فائدهء زراعت بنا كنند . و همچنين فرمان داد تا جميع خزاين را آنجا برند .

صفت قلعهء كلات

در كتاب كيّنير صاحب مسطور است كه : كلات قريب يك درجه در شمال مشهد در راه مرو شاه جهان در جائى واقع است كه آن را اژدر كوه گويند و ، اطراف آن همه كوهستان است و ، آن كوهى است بسيار بلند و ، فقط دو راه تنگ دارد . بعد از آنكه به قدر هفت ميل بالا مىروند ، سطحه‌اى نمودار مىشود كه ، قريب دوازده ميل محوطهء آن است و چشمه‌هاى خرد بسيار دارد و ، غله و برنج در آنجا به فراوانى حاصل مىشود . سكنهء آنجا در چادر زندگى مىكنند . فقط عمارتى كه در اين سطحهء نيكوآئين به نظر مىآيد ، دو برج و عمارت كوچكى از مرمر است كه نادر