تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
ممد استقلال خود مىدانست ، اما چون بنابر معاهدتى كه ما بين محمدشاه و نادرشاه وقوع يافت ، ممالك وى ضميمهء دولت ايران گشت ، تغيير تدبير داده خزاين خود را در قلعهء امركوت نهاده خود حركت مذبوحى نمود ، لاكن چون مستقر حكومت او را گرفته به باد تاراج و غارت دادند . از در انقياد پيش آمده خود را به حمايت نادرى سپرد . نادر آنچه داشت از وى گرفته حكومت سند را كما فى السابق به او گذاشت ، به اين شرط كه خراج‌گذار دولت ايران باشد . يكى از اهالى انگلند كه در اين اواخر از جانب حكومت هندوستان به سفارت سند مأمور شد كتابى نوشته ، در آن مسطور است كه : در عهد محمد شاه كه خبر نهضت نادرشاه منتشر شده ، رعب در ضماير خلايق انداخته بود ، مير نورمحمد عباسى كالورى كه برحسب وراثت در ضلعهء سيوى كه سيرى نيز خوانند و اضلاع ديگر فرمانروا بود ، و به‌علاوهء حكومت ظاهر ، بعضى از امرا نسبت به خانوادهء او اعتقاد باطنى داشتند . چون هراس صادق على خان را كه در آن وقت از جانب محمدشاه صوبه‌دار شده بود مشاهده كرد ، فرصت يافته با او قرار داد كه سه لك روپيه گرفته حكومت سند را به او واگذار كند . صادق على خان نيز راضى شد قدرى از مبلغ مزبور داده شد و باقى هنوز باقى است . اين معامله در سنهء هزار و صد و پنجاه هجرى صورت گرفت . و در هزار و صد و پنجاه و دو نادرشاه لشكر كالورى را شكسته ، امراى اين طايفه به قلعهء امركوت كه در بيابانى باير واقع است پناه بردند . لاكن بالاخره برين قرار يافت كه سلسلهء كالورى نسلا بعد نسل به حكومت سند مقرر باشد ، مشروط بر اينكه هرساله خراجى معين به سلاطين ايران بفرستند . و چنين مىنمايد كه ، حكام اوايل اين سلسله خراج مزبور را ساليانه مىداده‌اند . مير نورمحمد در سنهء هزار و صد و هشتاد و پنج هجرى فوت كرد ، و هشت نفر بعد از او از سلسلهء كالورى در سند حكومت كردند ؛ تا در سنهء هزار و صد و نود و هفت ، كه مير فتح‌على تالپر عبد النبى را كه آخر سلسلهء كالورى است ، بيرون كرده