اما امر ديگرى كه سبب اغواى او به تسخير هندوستان شده باشد نمىتوان يافت مگر خواهش زيادى به جهت تاختوتاراج و مشغول داشتن لشكر و مملكت هندوستان را از توابع دولت ايران ساختن . اما اين مطلب آخر را اگر هم گاهى در خاطرش خطور كرده باشد ، بايد به مجرد ديدن آن مملكت ، دانسته باشد كه به هيچوجه صورتپذير نيست . و بناء عليه خيالش را از سر بيرون كرده باشد .
و ما مجبوريم به احترام كردن چنين علو همتى ، كه در همان آنى كه به مطلوبى به اين بزرگى فايز است ، همت بر ترك آن گماشته به كلى قطع نظر از آن مىكند ، بهسبب اينكه نه تنها يكباره چشم از مملكتى بدين وسعت و سلطنتى به اين عظمت و مكنت پوشيده ، بلكه بند و بست كارى كه فايدهء آن به خود او راجع شود ، ننمود ، مگر حركت مردانه و فتوت و مروتى كه در حق محمدشاه نمود . بلى ، نه اين بود كه هيچ ملك هندوستان را صاحب نشد ، لاكن ممالكى كه متصرف شد در ازمنهء سابقه همه متعلق به ايران بودند .
در عهدنامهاى كه در آن اوقات نوشته شده است ، ممالكى كه در اينطرف آب سند است ، به ايران واگذار شده حدود مملكت مقرر شد .
تفصيل ممالك مسطوره در عهدنامه از اين قرار است كه : جميع ولاياتى كه در مغرب رود اتك و آب سند و نالاى سنكرا ، كه شعبهاى از آب سند است ، واقع است ، يعنى پيشاور و مضافات آن ، و اضلاع كابل و غزنين و كوهستان افغان و هزاره و قلعهء بكر و سنكر و خداداد و ساير بلاد و راهها و مساكن جوكيا و بلوچستان و غيرها ، با ضلعهء تته و قلعهء رام و قريهء تربين و قصبهء چن و سموالى و كترا و غيرها از اعمال تته ، و جميع مزارع و قرى و قلاع و قصبات و سواحل ، از سرچشمهء رود اتك ، با جميع راهها و سكنه كه آب مزبور با شعبهاى آن بدان محيط است تا نالاى سنكرا كه مصب رود است به دريا ، مفوض به دولت ايران باشد .
القصه ، تمام جواهرات و خزاينى كه در سالهاى دراز سلاطين گوركانيه در هندوستان جمع كرده بودند ، محمدشاه به نادر داد و امرا و اعيان نيز متابعت
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: سر جان ملكم
ص٤٨٩