تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
بود ، فرمان داديم كه ، از يورش دست بدارند . خزانه بسيار و چند فيل و قدرى از توپخانهء پادشاه هندوستان و نفايس غنايم از هر قسم به سبب اين فتح ، به دست افتاد . و از بيست‌هزار متجاوز از دشمن بر خاك هلاك افتادند ، و خيلى بيش‌ازين نيز در قيد اسار درآمد . بعد ازين جنگ ، فى الفور لشكر محمدشاه را احاطه كرده راه مراودت با اطراف و حوالى را برايشان مسدود ساختيم ، و توپها و خمپارها را به جهت با خاك يكسان كردن استحكامات ، مهيا نموديم . چون اختلال و اغتشاش عظيمى در اردوى هنديان راه‌يافته ، به هيچوجه اداره‌پذير نبودند . محمدشاه از روى اضطرار لابد شده ، بعد از يك روز در پنجشنبه هفدهم ذيقعده ، نظام الملك را به اردوى ما فرستاده ، روز ديگر خود با اعيان ملك به حضور رسيد . در وقتى كه محمد شاه رو به اردو مىآمد ، به ملاحظهء اينكه ما تركمانيم و او نيز از سلسلهء تركمانيه و خانوادهء گوركانيه است ، فرزند عزيز نصر اللّه ميرزا را تا بيرون اردو به استقبال فرستاديم . و چون وارد خيمهء پادشاهى ما گشت ، نظر به ملاحظهء قرابت ايلى ، آنچه لازمهء احترام پادشاهى وى بود ، معمول داشتيم . و او مهر سلطنت خود را به ما سپرده ، تا ما حكم كرديم كه كسى متعرض سراپردهء شاهى و متعلقان سراى سلطنت و امرا و اعيان مملكت نشود . در اين وقت ، پادشاه و حرم پادشاهى و جميع اكابر و اعاظم هندوستان كه از اردو حركت كرده‌اند به دهلى رسيده‌اند . و ما نيز در بيست و نهم ذيقعده به جانب دهلى حركت خواهيم كرد . اراده اين است كه نظر به ملاحظهء نسب محمدشاه و قرابت ايلى كه فيما بين است ، او را دوباره بر پادشاهى هندوستان مقرر نموده تاج سلطنت بر سر وى نهيم . حمد خداى را به انجام چنين كار ما را قدرت داد . بر وقايعى كه در اين مكتوب نقل است ، هيچ‌يك از مورخان ايران و هندوستان انكار نكرده‌اند .