تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
سبب مراجعت وى شود ، تا وقتى كه شنيدند لشكر ايران از آب سند گذشت ، آن وقت بود كه از خواب غفلت چشمى بازكردند . محمد شاه چون بالمشافهه صورت مخاطره را جلوه گرديد ، هر قدر لشكر توانست جمع‌آورى كرده با اعيان مملكت به صحراى كرنال ، كه دهى است در طرف يمين رود جمناو قريب يك درجه مسافت از دهلى ، شتافته اردوى خود را بر سر پا كرده حكم داد تا اطراف اردو را سنگر و سقناق بسته و ، قطارى از توپهاى سنگين بىفايده بر بالاى آنها كشيدند . بالجمله ، حركت نادر از كابل به هندوستان سريع بود . حكام ممالك عرض راه همه اظهار اطاعت و انقياد كردند . در كاغذى كه به رضا قلى پسرش نوشته است ، اخبار از روز خروج از لاهور تا دوباره محمدشاه را بر تخت نشاندن ، به تفصيل مندرج است . اول ، خبرى از جنگ ، فوجى از سپاه ايران با مقدمهء لشكر هند و غلبهء ايرانيان مىدهد ، و بعد از كوششى كه براى منع ملحق شدن لشكر سعادت خان به لشكر محمدشاه نمود و فايده‌اى برآن مترتب نشده بود و مىنويسد و بعد از آن مىگويد بدين مضمون كه : چون اين مدد به محمدشاه رسيد ، مستظهر گشت و سنگر خود را رها نموده در ميدان به صف محاربت آراست و ، ما كه در آرزوى چنين روزى بوديم ، قراول به جهت صيانت اردو گذاشته و از قادر متعال استعانت جسته بر دشمن حمله برديم . تا دو ساعت تمام تنور حرب گرم بود و آتش توپ و تفنگ خرمن سوز عمر اعدا . بعد از آن به عون الهى بهادران شيرشكار ، صف خصم را برهم زده ايشان را متفرق كردند . در اين مقام تفصيل نامهاى اعاظم امرا كه كشته و زخمى و اسير شدند مىنويسد . از جملهء مقتولين ، خان دوران و از ماسورين سعادت خان را ذكر مىكند و بعد مىگويد كه : اين جنگ دو ساعت طول كشيد و ، دو ساعت و نيم عساكر ما غنيم را تعاقب كردند . هنوز يك ساعت از روز باقى بود كه ، معركهء حرب به كلى از دشمن پاك شد . و چون استحكامات اردوى ايشان مستحكم و مضبوط