حفاوت - مهربانى كردن ، احوالپرسى كردن ، مهربانى ، دلسوزى
حقه - كينه ورزيدن ، كينهورزى
حلويات - شيرينىها
حليه - پيرايه ، زيور
حمقا ، احمق - كمخردان ، كمعقلها
حنظل - هندنهء ابو جهل
حوامل - اصطلاحى نجومى و . . .
حيات - مارها ، ماران
حيز - جاى ، مكان
حيصوبيص - گيرودار ، سختى و تنگى ، جنگ و غوغا
حيل - چارهها ، چارهگريها
( خ ) خانجو - مجلس
خبايا - پوشيدهها ، نهفتهها
خبايث - پليديها ، ناپاكها
خبث - پليدى ، ناپاكى
خبط - بيراه رفتن ، كجروى ، اشتباه ، پريشانى
ختان - ختنه كردن
خراج - ماليات
خراطين - نوعى كرم دراز و سرخ
خرقه - جامهاى كه از قطعات مختلف دوخته شود ، جبهء درويشان
خصال و خصايل فرضيه - خصلها و صفات پسنديده
خصب ، خصبه ، خصيب - فراوانى گياه و سبزه ، فراخى سال
خطه - پارهاى از زمين ، شهر بزرگ ، ناحيه ، مملكت ، خطهء فارسى
خطير - ارجمند ، بزرگقد
خفيه - پنهان ، نهفته
خلجان - لرزيدن ، تكان خوردن ، اضطراب
خلفا عن سلف - بازماندگان از پيشينيان . . .
خلوع ( جمع خلعت ) - جامهء دوخته كه بزرگى به كسى بخشد
خمر - نوشابهء مسكر از شراب
خجول - گمنامى
خنثى - كسى است كه نه مرد باشد و نه زن ، نرماده ، بيفايده ، بيهوده
خنزير - خوك
خوارق عادات - امورى كه بر خلاف نظم عمومى و جريان طبيعى امور باشند
خوض - فرورفتن در فكر ، ژرفانديشى
خيلاء - خودبينى ، بزرگمنشى ، گردنكشى
( د ) داهيه - كار بزرگ ، امر عظيم ، مصيبت ، حادثه ، پيشآمد ناگوار
داين - وامدهنده ، قرضدهنده ، بستانكار
دبدبه - بزرگى ، عظمت ، شأن ، شكوه
دخمه - سردابهاى كه جسد مردگان را در آن نهند ، صندوقى كه جسد مرده را در آن نهند ، گورستان زردشتيان
دستار - منديل ، روياك ، پارچهاى كه بدور سر پيچند ، عمامه
دمان - نفسزنان ، خروشنده ، هولناك
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 986
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٨٦