تشتيت - پراكندن
تشنيع - زشت گفتن كسى را ، بدگوئى ، رسوا ساختن
تشييد - استوار كردن ، استوارى ، مستحكم كردن
تضييق - تنگ گرفتن ، تنگگيرى
تطاول - گردنكشى ، درازدستى ، تعدى
تطويل الاطائل - درازگويى ، بيهوده
تطير - از روى پرواز مرغ ، فال بد زدن ، فال بد زدن
تظلم - دادخواستن ، دادخواهى ، فريادخواهى
تعاقب - دنبال كردن ، دنبالگيرى
تعب - خستگى ، ماندگى ، لختى
تعبد - بندگى كردن ، بندگى
تعذيب - شكنجه دادن ، عذاب
تعزيت - تسليت دادن ، سرسلامتى گفتن ، عزادارى كردن
تعتينات - ( تعيين ) بزرگى و ثروت يافتن ؛ بزرگيها
تعيير - سرزنش
تغسيل - غسل دادن ، شستشو
تفال - فال زدن ، فالگويى
تفضيح - رسوا كردن ، رسوايى
تفويض - سپردن ، واگذاشتن ، واگذارى
تقارب فتتين - نزديك هم آمدن دو گروه يا دو لشكر
تقاطع - قطع كردن دو خط يكديگر را در يك نقطه ، از هم گسستن
تقلد - به عهده گرفتن ، گردنگيرى ، تعهد
تلبيس - نيرنگ ، نيرنگساز
تمالك و سماسك - خوددارى ، مالك نفس خويش شدن
تمتع - برخوردارى
تمثال ، تماثيل - صورت منقوش ، نگار ، تصوير ، مجسمه ، پيكر ، تنديس ( تماثيل جمع تمثال )
تمسك - دستآويز ساختن ، چنگزنى ، دستاويزى
تمشيت - سروسامان دادن
تمهيد - زمينهسازى
تميمه - بازوبند ، گردنبند
تنسيق - نظم دادن ، نظم
تنكر - ناشناس بودن
تنمر - مانند پلنگ شدن ، تندخويى نمودن
تنگه - مقدارى از زروسيم ، مقدارى پول ، قطعهاى كوچك از طلا و نقره
تهاون - كوتاهى كردن ، خوار شمردن
تهلكه - سستى ، هلاك شدن ، نابود گشتن ، هلاك ، نابودى
تهنيت - شادباش گفتن ، شادباش
تهور - بىباكى ، بىپروايى
تيول - اقطاع ، واگذارى درآمد و هزينهء ناحيهء معينى است از طرف پادشاه و دولت به اشخاص
( ث ) ثالث ثلاثه - سومين فرد
ثانى الحال - بار دوم
ثغر - سرحد و مرز جمع آن ثغور
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 984
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٨٤