ثقبه - سوراخ ، سوراخ كوچك
ثلمه - سوراخ ، رخنه ، ترك
( ج ) جابر كسر - شكستهبند و جبرانكنندهء شكست
جازم - قطعكننده ، يكدل شدن ، قاطع بودن
جبار - مسلط ، متكبر ، پادشاه مستبد ، يكى از صفات خداوند
جان - ترسو ، كمدل ، بىجرات
جدران - ديوارها
جرار - انبوه ، بيشمار ، بسيار ، لشكر جرار ، گران سلاح
جرايم - گناهان
جرح - بازداشتن ، عيب گواهان ، ناآشكار كردن
جريده - دفتر ، جريدهء اعمال
جعل - حشرهاى از تيرهء قاببالان ، بدنش سياهرنگ و از سوسكهاى خالگى كمى بزرگتر است ، سرگين غلطان
جمّازه - شتر تيزرو
جمى غفير - گروه بسيارى از مردم
جنازه - تابوت
جنود - لشكرها ، سپاهها
جنورى - ژانويه
جنيبت - يدك ، اسب كتل
جنين - بچهاى كه در رحم مادر است
جوارى - كنيزكان ، دختران
جواسيس - جاسوسها
جودت - نيك بودن ، نيكويى
جودت ذهن - حدت ذهن ، زوديابى
جوع - گرسنگى
جهاز - كشتى ، سفينه
( چ ) چاپارخانه - پستخانه
چاو - پول كاغذى كه به تقليد حين در سامان سلطنت گيخاتوكان پادشاه مغولى ايران در سال 693 ه . ق معمول گرديد
چپاو - چپاول ، غارت ، تاراج ، يغما
( ح ) حاوى - فروگيرنده ، شامل
حباله - قيد ، بنه ، حبالهء نكاح - قيد ازدواج
حجب - پوشانيدن ، پنهان كردن ، بازداشتن
حرق - سوختن ، سوزانيدن ، سوختگى
حروب - جنگها ، رزمها ، كارزارها
حريت - آزادى ، آزادگى ، آزادمردى ، آزادمنشى
حرير - پرنيان ، پرند ، ابريشم
حزم - استوارى ، هوشيارى ، دورانديشى
حساد - بدخواهان ، بدانديشان
حصافت - راى نيكو داشتن ، استوارى عقل ، پختگى راى و عقيده ، خردمندى
حصانت - استوار بودن ، محكم بودن ، استوارى ، استحكام
حصين - استوار ، محكم
حضيض - نشيب ، پستى ، نقطه مقابل اوج
تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 985
مساهمون: سر جان ملكم
ص٩٨٥