تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كامل ايران ( فارسى ) — صفحة 981

مساهمون:

ص٩٨١
البسه - جامه‌ها التقا ( نقطه - ) - بهم رسيدن التمغا - آل تمغا ( تركى ) - مهر با مركب سرخ كه پادشاهان مغول بر فرغانها مىنهاده‌اند ، مهر سرخ الحاح - اصرار كردن ، پافشارى الحاد - از دين برگشتن ، بيدينى السنه - زبانها اماته احيا - كشتن زندگان اماثل - برتران ، بهتران ، برگزيدگان امارده ( اعارد ) - پسران بىمو و ساده‌زنخ ساده‌رويان ام البلاد - مادر و اصل شهرها ( كنايه از شهر بزرگ ) امتثال - فرمان بردن ، فرمانبرى امتعه - كالاها امعان نظر - ژرف نگريستن ، بدقت نظر كردن املى فسيح - آرزويى گسترده و دامنه‌دار و دورودراز انابت - بازگشت بسوى خدا ، توبه اناث - زنان ، مادگان انام - آفريدگان ، مخلوق انبساط - گسترده شدن ، شادى ، گشادگى خاطر انبعاث - برانگيخته شدن ، روان شدن انتزاع - از جاى بيرون كشيدن ، گرفتن انتعاش - بهبود يافتن ، نيكوحال شدن انجاح مرام - برآوردن حاجت انحاء - گوشه‌ها ، راهها ، روشها انزال كتب - فروفرستادن كتابهاى ( آسمانى ) انسال - نسل‌ها انسب - شايسته‌تر انطفا - خاموش شدن ، فرونشستن ، خاموشى انعطاف - خم شدن ، شايستگى ، هم‌آهنگى با هر وضع انها كرد - آگاه كردن ، خبر دادن اوانى - آبخورها ، آبدانها اوتاد - ميخها . ( در تصوف ) - پيشوايان طريقت ، چهار تن از بزرگان كه در چهار جهت دنيا باشند و بمنزلهء چهار ركن عالمند اورنگ - تخت ، سرير ( پادشاهى ) اوساط ناس - ميانه‌ها ( طبقات متوسط مردم ) اويماقات - ( تركى ، مغولى ) قبيله‌ها ، طوائف ، دودمانها اهلاك - نابود كردن ، هلاك كردن اهويه - هواها اياغ - تركى - اياق ) - كاسه ، پيالهء شراب - خورى ، جام ، ساغر ايام اسار - روزهاى اسارت ايذا - آزردن ، اذيت كردن ايصال - پيوند كردن ، رسانيدن ايفا - وفا كردن ، بيابان بردن وعده و پيمان ايقان - يقين كردن ، باور كردن ايلچى - فرستادهء مخصوص ، سفير ايلغار - يورش ، حركت سريع سپاهيان بسوى دشمن ايمان ( بفتح اول ) - سوگندها ايمهء اربعه - مقصود امامان چهارگانهء فقه اهل سنت و جماعت يعنى : مالك ، ابو حنفيه ، احمد بن حنبل و محمد شافعى است